تبليغاتX
روزان - پاسخی به یک سخن

پاسخی به یک سخن

سخنی از احسان شریعتی در روزنامه اندیشه نو ارگان مطبوعاتی حامی مهندس موسوی به چاپ رسید که تأمل بر انگیز بود و نمی شد براحتی از کنار آن عبور کرد. تیتر سخنش این بود: رییس جمهور روحانی و نظامی نباشد. نشر این سخن از سوی اندیشه نو سبب شد که اطمینان یابم اندیشه نفی روحانیت برای به حاشیه راندن آن بار دیگر در حال احیاء شدن است و مطرح شدن این موضوع در شرایط فعلی، در واقع نفی مهدی کروبی است. چرا که وی تنها کاندیدای روحانی در انتخابات اخیر است.  نکته قابل تأمل در این جمله، کنار هم قرار دادن دو واژه روحانی و نظامی است. بعبارت دیگر همسنگ دانستن این دو گروه در مواجهه با جایگاه ریاست جمهوری برایم عجیب بود. چرا که اساساً ارتباطی نه به لحاظ ماهیت و نه به لحاظ موقعیت اجتماعی با هم ندارد. به نظرم رسید، آنچه باعث شده است چنین سخنی بیان شود نگاه کلیشه ای و سطحی به دو جایگاه روحانیان و نظامیان است. روحانی در فرهنگ لغت به معنای کسی است که مبلغ دین است و نظامی کسی است که اسلحه به دست دارد و حافظ امنیت کشور و مرزهای آن. این دو مقام در سخن احسان شریعتی ممنوع الورود به جایگاه ریاست جمهوری شدند. واقع امر این است که نیمی از سخن وی پذیرفتنی است. آن هم در ارتباط با نظامیان. اما بخش دیگر این کلام تابع همان نگاهی است که پدر بزرگوار گوینده این سخن در مقابل آن موضعی محکم داشتند نه به معنای حمایت از جایگاه روحانیت برای ورود به سیاست، بلکه به عنوان یک جریان فکری موثر در معادلات سیاسی و اجتماعی جامعه ایران. دکتر علی شریعتی بارها در مقابل اظهاراتی که  درباره روحانیت به صورت ساده اندیشانه مطرح می شد واکنش نشان می داد و هیچگاه نمی پذیرفت که افرادی با سخن پراکنی های بی مایه بخواهند در مورد جایگاه روحانیت اظهار نظر کنند. نمونه این مورد را حتما احسان شریعتی و خواهرانش که امین ترین حافظان و مروجان نگاه دکتر شریعتی هستند شنیده و خوانده اند که وقتی افرادی در جلسه ای، ساده انگارانه می گفتند: ما از روحانی ها بدمان می آید، دکتر واکنش منطقی و محکم از خود نشان می داد. نمونه اش نقل این خاطره از زبان دکتر است: "در سال‌ 1338 در فرانسه‌جلسه‌ای‌ بود كه‌ سخنران‌ به‌ روحانیت‌ توهین‌ كرد و آنها را پایگاه‌ استعمار خواند. با سر وصدا بپا خواستم‌ و پاسخ‌ او را دادم‌ و اضافه‌ كردم‌: «گفتید آخوندها پایگاه‌ استعماربوده‌اند. این‌ یك‌ مسئله‌ی‌ ذوقی‌ نیست‌ كه‌ بگویید من‌ آخوند دوست‌ دارم‌، من‌ آخوند دوست‌ ندارم‌؛ این‌ یك‌ مسئله‌ی‌ عینی‌ و تاریخی‌ است‌" . در جایی دیگر نیز در مواجهه اظهارات نسنجیده در ارتباط با روحانیت سخنی تاریخی از دکتر ثبت شده است که گفتند: "علمای شیعه پاکترین گروه یا طبقه روحانی از میان همه ادیان و مذاهب عالم در گذشته و حال به شمار می‌روند".[1] دفاعی که دکتر شریعتی از این جریان فکری و سیاسی می کند در شرایط فلی نیز قابل بحث است. برای نمونه چند جمله از دکتر شریعتی راجع به روحانیت می آورم:

 از خصوصیات علمای شیعه یکی درگیر بودن مداوم آنها با نظام حاکم در طول تاریخ بوده است و یکی تقوای بارز و آشکارشان که هنوز هم این چهره را حفظ کرده‌اند.[2]

علمای شیعه در طول هزار سال تاریخ اسلام همواره مشعلدار قیام علیه ظلم و پاسدار جنبش عدالتخواهی و آزادی اجتماعی و فکری و رهبری علم و تقوا در حکومت و مبارزه مستمر علیه نظام‌های استبدادی و اشرافی خلافت و حکومت‌های دست‌نشانده یا وارث خلافت ظلم و غصب بوده‌اند و پیشاپیش همه نهضت‌های توده‌های محروم و تسلیم‌ناپذیر؛ نمونه‌اش: سربداران در قرن هشتم هجری. [3]

 پیشاپیش هر نهضت مترقی ضد استعماری در این کشورها همواره بدون استثنا قیافه یک یا چند عالم راستین اسلامی و به خصوص شیعی وجود دارد.[4]

 اولین رستاخیز، تنباکو است؛ و اولین چهره‌ای که در برابرش ایستاد میرزا حسین شیرازی، از توی همین‌هاست. و اولین ردپای استعماری که وارد ایران شد، بانک بود؛ و اولین کسی که طرح کرد که بانک را بگذارید بیاید، یک روشنفکر متجدد ضدمذهبی فرنگی‌‌مآب بود ـ میرزا ملکم خان ـ و اولین کسی که در برابر همین پدیده ایستاد، سیدجمال بود؛ که از همین جامعه است.[5]

من به عنوان کسی که رشته کارش تاریخ و مسایل اجتماعی است ادعا می‌کنم که در تمام این دو قرن گذشته در زیر هیچ قرارداد استعماری امضای یک آخوند نجف‌رفته نیست؛ در حالی که در زیر همه این قراردادهای استعماری امضای آقای دکتر و آقای مهندس فرنگ رفته هست. (باعث خجالت بنده و سرکار). [6]

 کمتر کسی است که در این سال‌ها به شدت و با تکیه‌ای که من دارم از «روحانیت» به عنوان «تنها پایگاه فرهنگی و معنوی ما که در برابر هجوم استعمار فرهنگی غرب مصون و مستقل مانده» و «تنها جایی است که چهره‌های علی‌واری اگر باشد باز در میان همین‌ها هست»، دفاع کرده باشد و آنهم به تکرار و با استدلال.[7]

در اروپا از سال‌ 1338 تا 1343 در برابر سیل‌ اتهامات‌ ریشه‌دار علیه‌ روحانیت‌ من‌ دفاعیاتی‌ كه‌ از اصالت‌ آنان‌ و نقش‌ اجتماعی‌ آنان‌ كرده‌ام‌ و آثاری‌ كه‌ در قضاوت ‌قشرهای‌ وسیعی‌ داشته‌ است‌، حقیقتی‌ است‌ روشن‌. شایعه‌ی‌ مخالفت‌ من‌ با مطلق‌ علما و حوزه‌ی‌ علمیه‌ توسط‌  قاسطین‌ برای‌ اختلاف‌ بین‌ روشن‌فكر مذهبی‌ و حوزه‌ها درست‌ شده‌ است‌.[8]

بدیهی است چنین اظهاراتی از سوی مرحوم شریعتی در تأیید جریان روحانیت به طور قاطع نیست چرا که دکتر تندترین و صریح ترین انتقادات و موضع گیری ها را نیز در مقابل روحانیت دارد اما نکته حائز اهمیت این است که از مدار منطق خارج نمی شود و برای تأیید جریانی که خود منتسب به ان است، جریان روحانیت را نفی نمی کند. در واقع دکتر، آن دسته از روحانیان را تأیید و تصدیق می کند که خود پاکان خطابشان می کند و در مقابل پوکان که تنها پوستین ظاهری دین را به تن کردند و پلیدان که با لباس تزویر، دین را ابزار جاه طلبی شان کردند؛ قرار می دهد. روحانیت هیچگاه در کنار نظامیان قرار نمی گیرد و روشن نیست برای تبیین چه موضوعی اینگونه مقایسه ای انجام دادید. اینکه یک فرد در لباس روحانی باشد و به این دلیل نتواند رییس جمهور شود قابل توجیه نیست. نهاد روحانیت ماهیتی علمی و سیاسی  دارد. در صورتی می توان مانع از حضور آنها در سیاست شد که این دو خصیصه را بشود در آنها نفی کرد. اینکه نظامیان نباید وارد سیاست شوند به این دلیل است اسلحه به دست دارند و به طور طبیعی زور اسلحه مانع از برقراری عدل و انصاف در معادلات سیاسی می شود. اما نمی توان روحانیت را همگن با نظامیان تعریف کرد. در سده اخیر آنچه عامل پیروزی جنبشها و حرکتهای رهایی بخش بوده، حضور موثر و حمایت این نهاد دینی بوده است. این مدعا در سخن دکتر نیز دیده می شود و چه خوب بود گوینده این سخن (رییس جمهور روحانی و نظامی نباشد) قدری در سخنان پدر تأمل می کرد تا به بیراهه نرود.



[1] مصاحبة شریعتی در حسینیة ارشاد در تاریخ 23/9/1350 (به نقل از: پوستین وارونه. دکتر حسین رزمجو. ص 43)

[2] تشیع علوی و تشیع صفوی. ص ... (به نقل ازشریعتی در نگاه مطبوعات، ج 1، ص 390)

[3] مصاحبة شریعتی در حسینیة ارشاد در تاریخ 23/9/1350 (به نقل از: پوستین وارونه، دکتر حسین رزمجو، ص 43)

[4] عقیده. ص . (به نقل از شریعتی در نگاه مطبوعات، ج 1، ص 394)

[5] اسلام‌شناسی (به نقل از شریعتی در نگاه مطبوعات، ج 1، ص 391)

[6] عقیده، ص . (به نقل از شریعتی در نگاه مطبوعات، ج 1، ص 394)

[7] نامه‌ها، صص: 127 و 128.

[8] مصاحبة شریعتی در حسینیة ارشاد در تاریخ 23/9/1350 (به نقل از: پوستین وارونه، دکتر حسین رزمجو، ص 43)

!! نوشته شده توسط مهدی | 14:20 | شنبه دوم خرداد 1388 •

RSS