پاسخی به یک سخن
|
|
از خصوصیات علمای شیعه یکی درگیر بودن مداوم آنها با نظام حاکم در طول تاریخ بوده است و یکی تقوای بارز و آشکارشان که هنوز هم این چهره را حفظ کردهاند.[2]
علمای شیعه در طول هزار سال تاریخ اسلام همواره مشعلدار قیام علیه ظلم و پاسدار جنبش عدالتخواهی و آزادی اجتماعی و فکری و رهبری علم و تقوا در حکومت و مبارزه مستمر علیه نظامهای استبدادی و اشرافی خلافت و حکومتهای دستنشانده یا وارث خلافت ظلم و غصب بودهاند و پیشاپیش همه نهضتهای تودههای محروم و تسلیمناپذیر؛ نمونهاش: سربداران در قرن هشتم هجری. [3]
پیشاپیش هر نهضت مترقی ضد استعماری در این کشورها همواره بدون استثنا قیافه یک یا چند عالم راستین اسلامی و به خصوص شیعی وجود دارد.[4]
اولین رستاخیز، تنباکو است؛ و اولین چهرهای که در برابرش ایستاد میرزا حسین شیرازی، از توی همینهاست. و اولین ردپای استعماری که وارد ایران شد، بانک بود؛ و اولین کسی که طرح کرد که بانک را بگذارید بیاید، یک روشنفکر متجدد ضدمذهبی فرنگیمآب بود ـ میرزا ملکم خان ـ و اولین کسی که در برابر همین پدیده ایستاد، سیدجمال بود؛ که از همین جامعه است.[5]
من به عنوان کسی که رشته کارش تاریخ و مسایل اجتماعی است ادعا میکنم که در تمام این دو قرن گذشته در زیر هیچ قرارداد استعماری امضای یک آخوند نجفرفته نیست؛ در حالی که در زیر همه این قراردادهای استعماری امضای آقای دکتر و آقای مهندس فرنگ رفته هست. (باعث خجالت بنده و سرکار). [6]
کمتر کسی است که در این سالها به شدت و با تکیهای که من دارم از «روحانیت» به عنوان «تنها پایگاه فرهنگی و معنوی ما که در برابر هجوم استعمار فرهنگی غرب مصون و مستقل مانده» و «تنها جایی است که چهرههای علیواری اگر باشد باز در میان همینها هست»، دفاع کرده باشد و آنهم به تکرار و با استدلال.[7]
در اروپا از سال 1338 تا 1343 در برابر سیل اتهامات ریشهدار علیه روحانیت من دفاعیاتی كه از اصالت آنان و نقش اجتماعی آنان كردهام و آثاری كه در قضاوت قشرهای وسیعی داشته است، حقیقتی است روشن. شایعهی مخالفت من با مطلق علما و حوزهی علمیه توسط قاسطین برای اختلاف بین روشنفكر مذهبی و حوزهها درست شده است.[8]
بدیهی است چنین اظهاراتی از سوی مرحوم شریعتی در تأیید جریان روحانیت به طور قاطع نیست چرا که دکتر تندترین و صریح ترین انتقادات و موضع گیری ها را نیز در مقابل روحانیت دارد اما نکته حائز اهمیت این است که از مدار منطق خارج نمی شود و برای تأیید جریانی که خود منتسب به ان است، جریان روحانیت را نفی نمی کند. در واقع دکتر، آن دسته از روحانیان را تأیید و تصدیق می کند که خود پاکان خطابشان می کند و در مقابل پوکان که تنها پوستین ظاهری دین را به تن کردند و پلیدان که با لباس تزویر، دین را ابزار جاه طلبی شان کردند؛ قرار می دهد. روحانیت هیچگاه در کنار نظامیان قرار نمی گیرد و روشن نیست برای تبیین چه موضوعی اینگونه مقایسه ای انجام دادید. اینکه یک فرد در لباس روحانی باشد و به این دلیل نتواند رییس جمهور شود قابل توجیه نیست. نهاد روحانیت ماهیتی علمی و سیاسی دارد. در صورتی می توان مانع از حضور آنها در سیاست شد که این دو خصیصه را بشود در آنها نفی کرد. اینکه نظامیان نباید وارد سیاست شوند به این دلیل است اسلحه به دست دارند و به طور طبیعی زور اسلحه مانع از برقراری عدل و انصاف در معادلات سیاسی می شود. اما نمی توان روحانیت را همگن با نظامیان تعریف کرد. در سده اخیر آنچه عامل پیروزی جنبشها و حرکتهای رهایی بخش بوده، حضور موثر و حمایت این نهاد دینی بوده است. این مدعا در سخن دکتر نیز دیده می شود و چه خوب بود گوینده این سخن (رییس جمهور روحانی و نظامی نباشد) قدری در سخنان پدر تأمل می کرد تا به بیراهه نرود.
[1] مصاحبة شریعتی در حسینیة ارشاد در تاریخ 23/9/1350 (به نقل از: پوستین وارونه. دکتر حسین رزمجو. ص 43)
[2] تشیع علوی و تشیع صفوی. ص ... (به نقل ازشریعتی در نگاه مطبوعات، ج 1، ص 390)
[3] مصاحبة شریعتی در حسینیة ارشاد در تاریخ 23/9/1350 (به نقل از: پوستین وارونه، دکتر حسین رزمجو، ص 43)
[4] عقیده. ص . (به نقل از شریعتی در نگاه مطبوعات، ج 1، ص 394)
[5] اسلامشناسی (به نقل از شریعتی در نگاه مطبوعات، ج 1، ص 391)
[6] عقیده، ص . (به نقل از شریعتی در نگاه مطبوعات، ج 1، ص 394)
[7] نامهها، صص: 127 و 128.
[8] مصاحبة شریعتی در حسینیة ارشاد در تاریخ 23/9/1350 (به نقل از: پوستین وارونه، دکتر حسین رزمجو، ص 43)



