تا فرصت دهم
|
|
از دوم خرداد ۷۶ و طلوع آفتاب اصلاحات تا سوم تیر و غروب تلخ این آفتاب چه روزهای خاطره انگیزی سپری شد. تلخ و شیرین . خوش و نا خوش. روزهایی که همانند همه تجارب سخت تاریخی برای رسیدن به پیشرفت و نو شدن منتهی به شکست شد. هر چند تمام این شکستها نه به واسطه ناملایمتی مردم نسبت به جریانهای اصلاح گرا و تغییر طلب و نه به سبب بی تفاوتی آنها نسبت به سرنوشتشان رخ داد بلکه برعکس به واسطه دور شدن هدایت کنندگان جریانهای تحول خواه از آرمانهای اصلی شان بود که تنها مردم را نه به شعارها و اهداف، بلکه به شعاردهندگان بی تفاوت کرد. مردم ما در آرزوی رسیدن به حاکمیت بلامنازع خود بر سرنوشتشان هستند و زیباترین تجربه های تاریخ معاصر از مشروطه تا دوم خرداد را آفریدند که هر کدام ره به ترکستان برد و امتی را در حسرت رسیدن به مطلوب ناکام گذاشت. مردم خود خالق فرصتهای ناب تاریخی بودند و نشان دادند اعتمادشان به رهبران با توجه به همه جوانب بوده است. تغییر خواست همیشگی مردم بوده است و همواره بر این اصل برای دوری از کهنگی و درماندگی پافشاری کردند.
تغییر طلبی نه با اما و اگر و نه با شعارهای بدون برنامه ایجاد می شود بلکه با برنامه ای مدون و جامع امکان پذیر است. امروز تغییر وضع موجود دغدغه اصلی همه کسانی است که سرنوشت کشور برایشان مهم است و آرزوی ایرانی مقتدر در سر دارند. ایرانی که در همه عرصه ها غرور ملی را برانگیزاند و ایرانی به ایرانی بودنش ببالد. اقتداری که میهن اسلامی را در مجامع بین المللی سربلند و عزیز کند و مردمش در هر جای دنیا مظهر و نماد پیشرفت و توسعه باشند. برای نیل به اقتداری اینچنین باید برای همه اقشار جامعه برنامه داشت. کشاورز و کارگر باید امیدوار تر و استوار تر برای توسعه اقتصاد کشور گام بردارند و این امر جز با ارائه برنامه ای علمی و دقیق صورت نمی گیرد و با شعارهای بدون پایه و اساس نیز اتفاقی جز بی اعتمادی کشاورز و کارگر و بی اعتباری دولت رخ نخواهد داد. سرمایه های کشور باید جدی گرفته شوند و حضورشان در صحنه تصمیم گیری پررنگ شود. سرمایه دارانی که دلسوز اقتصاد کشورند مورد بی مهری برنامه ریزان اقتصادی قرار نگیرند و فضای داخل را برای تقویت آنها امن شود تا سرمایه از کشور خارج نشود. دانشجویان کشور به طور جدی تقویت شوند و گامهای موثر برای خروج آنها از وضعیت بغرنج فعلی که دانشگاه را مدتی است در عصر یخبندان سیاسی و علمی نگاه داشته اند؛ برداشته شود. مطبوعات و روشنفکران جامعه را باید درک کرد و وظیفه همه است که منزلت اجتماعی این افراد را پاس دارند و از انتقادات و اعتراضات آنها، هر چند تلخ و گزنده، نباید هراسید. چرا که افکار و اندیشه های این افراد در خدمت پیشرفت و سعادت جامعه است. شأن و منزلت اجتماعی ایثارگران جامعه که نمادهای افتخار ایرانند باید حفظ شود. ایثارگران بیشترین حق را به گردن همه دارند چرا که در بحرانی ترین شرایط سه دهه اخیر مظهر اقتدار ملی بودند و ثابت کردند که وقتی سخن از هویت دینی و منافع ملی است حاضرند از عزیزترین سرمایه شان بگذرند. هنرمندان کشور که به گفته ای حامل اصلی اندیشه های نسل امروز به نسلهای آینده اند را باید مورد توجه قرار داد. فرهنگ ایران در هنر هنرمندان نهفته است و اگر اقتدار فرهنگی وطن را خواهانیم باید شأن هنرمند را پاس داریم.
با توجه به همه اقشار می توانیم با تمام وجود از این دوره سخت عبور کنیم و برای تغییر تلاش کنیم. تغییری که در نگاه تک تک مان به آینده باید رخ دهد تا تغییر و تحول سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را شاهد باشیم. ترویج فرهنگ خودباوری و احیاء منزلت اجتماعی همه اقشار جامعه یک ضرورت ملی برای ایجاد اصلاح و تغییر در کشور است و اهمیت دادن به حضور همه اندیشه ها با اعتقاد به این اصل که "پویایی و نشاط جامعه در پویایی اندیشه و افکار است" زمینه برای تغییر و رسیدن به اقتدار ملی فراهم شود.
لازم است قبل از آنکه هر تصمیمی در هر امری بگیریم ابتدا عالمان آن مسئله را فرا بخوانیم. چرا که جز کارشناسان و دانشمندان کس دیگری قادر به تصمیم گیری خودسرانه نیست و قطعا نتیجه مشورت با آنها به تغییر وضع موجود کمک خواهد کرد. کارشناسان حوزه اقتصاد، سیاست، فرهنگ و اجتماع، کشور را در مسیر رسیدن به پیشرفت یاری می دهند و همواره در تضارب آرا ایده برتر انتخاب و راه درست طی خواهد شد.
امروز برای فرصت دهم که در واقع انتخابات دهم ریاست جمهوری دهم است باید همه جانبه نگریست و اصلاحات را مبنای برنامه ها قرار داد. باید برای تغییر وضع وجود و رسیدن به دولتی مقتدر تلاش کرد و این اتفاق جز با برنامه ریزی دقیق و اهداف مشخص صورت نمی گیرد و در این راستا حضور همه اقشار جامعه، اندیشمندان و نخبگان در صحنه یک ضرورت است. امید که شاهد ایرانی مقتدر در همه عرصه ها باشیم.



