تبليغاتX
روزان

تابستان سوزان 78

روزنامه سلام هم در 15 تیر یعنی یك روز مانده به مطرح شدن

 اصلاحیه در صحن علنی مجلس، اقدام به انتشار سند محرمانه

 منتسب به وزارت اطلاعات نمود و با تیتر درشت نوشت: «سعید

 اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است

صبح روز سه شنبه 15 تيرماه 1378، عابرانی که در تب وتاب فضای دگرگون شده پس از دوم خرداد 76، بيشتر از هميشه به پيشخوان روزنامه فروشی ها سر می کشيدند، ديدند که يک روزنامه با تيتری سراسر متفاوت از تمامی روزنامه های آن روز صبح، پيش رويشان است.روزنامه سلام با اين تيتر منتشر شده بود: "سعيد اسلامی پيشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است"در آن روزها، که بحث تصويب قانون جديد مطبوعات در مجلس پنجم داغ تر از هميشه بود، کمتر کسی را می شد پيدا کرد که درباره سعيد اسلامی يا امامی چيزی نشنيده باشد يا نداند. او که سال ها معاون وزير اطلاعات بود، در پی وقوع قتل های زنجيره ای در پاييز 1377، به عنوان متهم رديف اول معرفی و بازداشت شده بود. اما پس از مدتی گفته شد که در زندان با استفاده از داروی نظافت خودکشی کرده است.سعيد امامی در مرکز دايره ای از رازها و ابهام ها نشسته بود و هرآنچه به او مربوط می شد، جذاب تر يا مهم تر از آن بود که کسی به سادگی از کنارش بگذرد. اما اين تيتر تكان دهنده آبستن حادثه اي شد كه تا امروز نيز زخم ناشي از آن التيام نيافت.

تابستان داغ 78 بعد از مدتي آرامش نسبي در فضاي سياسي كشور، مي رفت تا روي سوزان خود را دو جريان رقيب نشان دهد. نشریه آمریكایی «میدل ایست اكونومیك دایجست» در هفتم تیر 1378 نوشته بود: «بیشتر ناظران در تهران بر این اعتقادند كه تابستان امسال شاهد یك آزمون حیاتی قدرت و حتی شاید دور نهایی رویارویی جدی بین جناح محافظه كار و اصلاح گرایان خواهد بود. اصلاح طلبان یك تابستان سیاسی داغ را در پیش روی دارند تا جناح محافظه كار را از میدان مبارزه خارج نمایند.» در همين ماه، كمیسیون فرهنگی مجلس پنجم، طرحی را با عنوان « اصلاحیه قانون مطبوعات » در چهار بند به تصویب رساند كه نقطه آغاز تنش بود. مواد آن قانون عبارتند از:

الف) ممنوعیت فعالیت مطبوعاتی برای عوامل بیگانه، اعضای گروهك های تروریستی و ضدانقلاب، جاسوسان، وابستگان و سردمداران رژیم طاغوت و...

ب) منع شدن مطبوعات كشور از دریافت كمك مالی از كشورهای بیگانه

ج) ضمانت اجرایی برای مقابله با افراد دولتی یا غیردولتی كه نشریات را برای چاپ مطلب یا مقاله ای زیر فشار قرار داده یا آنها را وادار به سانسور نمایند. (در قانون مطبوعات با تأكید بر آزادی بیان و قلم و برای پیشگیری از اعمال قدرت مسئولان بر مطبوعات ، تصریح شده بود كه اگر مطبوعات دولتی یا غیردولتی از این ماده تخلف كنند به حكم دادگاه از خدمات دولتی منفصل و یا تعزیر خواهند شد».
د) لزوم التزام عملی مدیران مسئول و صاحبان امتیاز نشریات به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.

مجمع روحانیون مبارز با صدور اطلاعیه ای كه در روزنامه ایران 12 تیر 78 به چاپ رسید، اعلام كرد: «طرحی توسط تعدادی از نمایندگان مجلس در دستور كار مجلس قرار گرفته كه فقط تحدید كننده مطبوعات است و سایه استبداد را بر فضای مطبوعات كشور می گستراند. اعمال محدودیت و ممنوعیت همان طور كه در گذشته نتیجه ای مطلوب در پی نداشته، اینك نیز چنین دستاوردی نخواهد داشت ». همچنین روزنامه نشاط در تاریخ 13 تیر با انتشار بیانیه شورای شهر تهران و سردبیر 10 نشریه دوم خردادی نسبت به طرح این اصلاحیه در مجلس هشدار داد. روزنامه سلام هم در 15 تیر یعنی یك روز مانده به مطرح شدن اصلاحیه در صحن علنی مجلس، اقدام به انتشار سند محرمانه منتسب به وزارت اطلاعات نمود و با تیتر درشت نوشت: «سعید اسلامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است ».  محتوای طرح امامی مربوط به کل امور فرهنگی کشور بوده و مطبوعات نيز بخشی از آن را شامل می شد(حادثه کوی دانشگاه تهران، - احمد قدیریان ، انتشارات دفاع، 1381 ص 134). نمايندگان اکثرا محافظه کار مجلس پنجم، که در کش و قوس محدود ساختن قانون قبلی مطبوعات بودند، از نسبت دادن طرح آنان به سعيد امامی برآشفتند و وزارت اطلاعات از مدير مسوول روحانی "سلام"، به دليل چاپ سند محرمانه، به دادگاه ويژه روحانيت شکايت برد.به اين ترتيب، يک تيتر تکان دهنده، نقطه آغاز ماجرايی پر حادثه شد.غروب روز بعد، معلوم شد که چاپ چنين جمله ای می تواند به بهای تعطيلی روزنامه ای، حتی به اهميت و وزن سياسی "سلام" تمام شود.

جریان دوم خرداد، با اعلام حكم توقیف روزنامه سلام دچار غافلگیری شدند و به هشدار و واكنش جدي روی آوردند. روزنامه های موسوم به دوم خردادی ها در اقدامی هماهنگ، تعطیلی روزنامه سلام را مهمترین سوژه خبری خود قرار دادند و ازآن به عنوان «اقدامی غیرقانونی»، «مقابله با دولت» و «مخالفت با توسعه سیاسی» یاد كردند. روزنامه نشاط با عبارت معناداری در زیر تصویر مدیر مسئول روزنامه سلام نوشت : «آیا محافظه كاران هزینه به صحنه آوردن آقای موسوی خوئینی ها را محاسبه كرده اند؟» (حادثه کوی دانشگاه تهران، - احمد قدیریان ، ص 142).

روزنامه صبح

روزنامه های موسوم به دوم خردادی ها در اقدامی

 هماهنگ، تعطیلی روزنامه سلام را مهمترین سوژه

 خبری خود قرار دادند و ازآن به عنوان «اقدامی

غیرقانونی»، «مقابله با دولت» و «مخالفت با توسعه

 سیاسی» یاد كردند.

روزنامه صبح امروز با مدیر مسئولی سعید حجاریان، در نخستین روز توقیف روزنامه سلام تصریح كرد: «باید به یاد داشته باشیم كه بازی دموكراسی ، اگرچه بازی نامیده می شود، ولی اگر قواعد آن را پذیرفتیم ، دیگر بازی نیست . رأی مردم به جمهوری اسلامی، رأی به دموكراسی است و اگر این قاعده چه در مطبوعات و چه در انتخابات در هم شكسته شود، آنگاه سیاست ورزی به پایان می رسد (روزنامه صبح امروز، 17 تیر 1378) ».

 هماهنگی روزنامه های پنجشنبه 17 تیر در اختصاص تیترها و سرمقاله های خود به عواقب غیرقابل پیش بینی و كنترل توقیف روزنامه سلام، نشان از آن داشت كه روزنامه در دفاع از روزنامه سلام و مخالفت با قانون جديد بناي عقب نشيني ندارند؛ چرا كه خبر توقیف روزنامه سلام ساعت 10 شب اعلام گردید و آن زمانی بود كه اكثر روزنامه می بایست با انجام مراحل نهایی، صفحات روزنامه ها را به چاپخانه می فرستادند تا در توزیع فردا صبح خود دچار مشكل نشوند اما 10 روزنامه اصلاح طلب با تیترهایی چون «محدودیت مطبوعات خشم مردم را شعله ور خواهد كرد»، «زمان حامل حوادث خشونت بار است»، «نظام باید هزینه های سنگینی بپردازد»، «دانشجویان ساكت نخواهند نشست»، «ورود به قلعه چپ گرایان یك ریسك خطرناك برای محافظه كاران است»، «مقابله با دولت و مخالفت با توسعه سیاسی » و «پایان سیاست ورزی»، درصدد رويارويي با اين قانون برآمدند.

شب آن روز آبستن رويدادهای حيرت آور ديگری بود. پنج شنبه شب، تعدادی از دانشجويان ساکن کوی دانشگاه تهران در خيابان کارگرشمالی(امير آباد شمالی)، در اعتراض به توقيف روزنامه سلام گرد هم می آيند. دانشجويان، خواستار رفع توقيف از سلام و عدم تصويب طرح اصلاح قانون مطبوعات در مجلس هستند. ادامه اعتراض از محوطه کوی دانشگاه به خيابان کشيده می شود. ماموران نيروی انتظامی و پس از مدتی، نيروهای ديگری که "لباس شخصی" خوانده شده اند، نيز از راه می رسند.نيمه های شب، درگيری مختصری ميان دانشجويان و ماموران نيروی انتظامی روی می دهد.

دانشجويان پس از سنگ پرانی، يکی از سربازان نيروی انتطامی را به گروگان با خود به داخل خوابگاه دانشجويی می برند و پس از مدتی، رهايش می کنند. به نظر می رسد که ماجرا پايان گرفته، اما حوادث مسير ديگری دارد. نيروهای انتظامی، که گفته می شود لباس شخصی ها نيز همراه آنان بوده اند، در نخستين ساعات بامداد جمعه 18 تير ماه وارد محوطه کوی دانشگاه می شوند تا از آن پس 18 تير، در تقويم ها معنای ديگری داشته باشد. بسياری از دانشجويان کتک می خورند و بازداشت می شوند. چيزی به صبح نمانده، اما در مدتی اندک، کوی دانشگاه به هم ريخته و دگرگون شده است. مهاجمان رفته اند و دانشجويان زخمی را در اتاق های آشفته، کنار وسايل و در ها و پنجره های شکسته به حال خود رها کرده اند.مقامات دانشگاه تهران، از ميلياردها ريال خسارت به کوی دانشگاه سخن می گويند. وزير علوم استعفا کرده، اما محمد خاتمی، رييس جمهوری با اين استعفا موافقت نکرده است. همه مسوولان از محکوميت حوادث روی داده و حمله به خوابگاه دانشجويان سخن می گويند. آيت الله خامنه ای، رهبر نظام، دانشجويان را فرزندان خود می خواند و می گويد که قلبش از اين اتفاق جريحه دار شده است. اما حوادث سر باز ايستادن ندارد.شب در کوی دانشگاه ساکت تر از هميشه است و دانشجويان در اتاق های نامرتب، ناباورانه به آنچه پشت سر گداشته اند، فکر می کنند. نيروهای انتظامی در بيرون کوی مشغول نگهبانی هستند.شهر آرام گرفته، اما طنين حوادث اين چند روز، تا مدت ها ادامه دارد.

!! نوشته شده توسط مهدی | 10:38 | دوشنبه هفدهم تیر 1387 •

پاسخی به یک نوشته

مهدي كروبي تنها صف خود را از

افراطيون جدا كرد و جاي اميدواري

است كه با اين اقدام لكه ننگ

افراط، به مدد حزب ميانه رو اعتماد

ملي براي هميشه از دامان

اصلاحات پاك شود

محمد رضا يزدان پناه نويسنده وبلاگ فيلتر شده بوي خاك و نويسنده سرويس سياسي روزنامه كارگزاران در مطلبي با عنوان حرف راست كروبي كه سايت روز آن را منتشر كرده است نوشته: "سخنان اخير مهدي كروبي، دبيركل اعتماد ملي را مي‌توان يكي از معدود سخنان صحيح او طي چند سال ‏گذشته دانست. كروبي چند روز پيش در مصاحبه با خبرگزاري فارس گفته بود كه اجماع اصلاح‌طلبان در ‏انتخابات آينده رياست جمهوري بعيد است.‏" نكته اصلي اين مطلب اين است كه نگارنده آن خود به عدم اجماع معتقد است. چرا كه از هم اكنون طيفي كه ايشان از معدود هواداران آن جريان محسوب مي شود استراتژي وحدت براي خاتمي را در پيش گرفته است. استراتژي وحدت براي خاتمي به اين منظور طراحي شده است كه طيف تندرو مجالي براي حضور در صحنه بيابد. حال اينكه خاتمي حضور در عرصه رقابت را بپذيرد يا خير محل بحث است ولي در مجموع ادعاي ايشان مبني بر صحت كلام كروبي خود سر تعظيم فرود آوردن در مقابل اين سخن واقعي است. وي در ادامه مطلب خود به تحليل انتخابات آينده و حضور خاتمي در اين عرصه مي پردازد و نكته جالب نگاه وي اينجاست كه معتقد است اگر خاتمي كانديدا شود، كروبي به دليل خصوصيت شخصي اش حاضر به رقابت با او خواهد شد و در نهايت كروبي است كه پل هاي پشت سرش خراب مي شود. بايد به اين تحليل گر گرامي گوش زد كرد كه اين خاتمي است كه در صورت قطعي شدن كانديداتوري كروبي بايد با خود كلنجار رود كه بيايد يا نه و در مقابل كسي كه اعتبار امروزش را مديون حمايت قاطع او در سال 76 بود، بايستد يا خير؟ كه در صورت پذيرش حضور و رقابت با كروبي، اين خاتمي است كه اعتبار سياسي اش را به يكباره از دست خواهد داد. جالب تر اينكه آقاي يزدان پناه در ادامه همين مطلب به اين نتيجه مي رسد كه عمر اعتماد ملي به واسطه حضور كروبي در انتخابات دهم به پايان خواهد رسيد. اين ادعاي خارج از چارچوب ذهني يك نويسنده اي در سطح يزدان پناه به واسطه آن است كه چندي پيش ميردامادي دبير كل فعلي جبهه مشاركت در سخناني گفته بود كه "حزب اعتماد ملي براي پيروزي كروبي در انتخابات دهم تشكيل شده و بعد از آن اثري از اين حزب نخواهد بود". يزدان پناه در اين نوشته مي خواهد هوش سياسي اش را نيز به رخ مخاطب بكشد و در ادامه تحليل خود مي نويسد: "اما اگر خاتمي نامزد انتخابات نشود چه؟ آنگاه است كه اصلاح‌طلبان به سراغ نقشه ‏B‏ مي‌روند. اين نقشه ‏حتي ممكن است كنار كشيدن از انتخابات باشد اما با توجه به مورد تفاهم نبودن اين گزينه در ميان اين جريان ‏امكان اپيدمي شدن آن وجود ندارد. از اين رو به احتمال زياد اصلاح‌طلبان به سراغ گزينه‌هاي ديگري مي‌روند ‏كه پس از خاتمي امكان شكل‌گيري بيشترين تفاهم دروني بر سر آنها وجود داشته باشد."‏ نقشه B كه در واقع نقشه جانشين خاتمي است به گونه اي در اين نوشته طرح شده است كه گويا اين ايده مختص آنها است و ایده ای است که محفل نشینان مشارکت و مجاهدین آن را طراحی کرده اند و بعد يكايك گزينه ها را بر مي شمرد. جالب تر آنكه چهره هاي مد نظر اين نويسنده در نقشه B چهره هايي هستند كه يا سابقه زندان دارند و يا سابقه رد صلاحيت. نويسنده نامهاي عبدالله نوري، غلامحسين كرباسچي و محمدرضا خاتمي را نامهاي جايگزين خاتمي مي داند و مدعي است در صورت تاييد صلاحيت آنها جمع آراء هاشمي و معين به مدد خواهند آمد و يكي از اين چهره ها جايگزين محمود احمدي نژاد در ساختمان رياست جمهوري مي شود. اين نگاه آنقدر ساده انديشانه است كه كمتر كسي آن را خواهد پذيرفت. نويسنده با چنان اعتماد به نفسي در ادامه مي نويسد: "آخرين فرضيه درباره نحوه حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات اين است كه خاتمي راضي به شركت در ‏انتخابات نشود و كانديداي بعدي مورد تفاهم اين جريان نيز به واسطه ردصلاحيت، امكان حضور در آن را ‏نداشته باشد. در اين صورت احزاب و جريان‌هايي مانند جبهه مشاركت، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، ‏نهضت آزادي، ملي مذهبي‌ها و در يك كلام جرياني كه مدتي با نام اصلاح‌طلبان پيشرو شناخته مي‌شد، چاره‌اي ‏به جز كنار كشيدن از عرصه انتخابات و يا حتي تحريم آن را ندارند.‏" نويسنده واژه كهنه تحريم را مطرح و عليرغم حضور مجدد اين طيف در انتخاباتهاي بعد از مجلس هفتم، آن را به عنوان استراتژي غايي طيف خود مي داند و اينجاست كه وي هوش سياسي اش را به رخ مخاطب مي كشد و پيشگويي مي كند: "كارگزاران سازندگي احتمالا با يك نامزد ‏اصولگراي معقول‌تر و معتدل‌تر (به عنوان مثال قاليباف) به توافق مي‌رسد و اعتمادملي هم كه ذوق‌زده از ‏شرايط موجود كروبي را يگانه كانديداي خود در انتخابات مي‌كند. اما بازهم اجماع اصلاح‌طلبان حاصل ‏نخواهد شد.‏" نويسنده اين مطلب كه زماني اصلاحات را منهاي خاتمي مي دانست و همراه با دوستان محفلي اش حامي پروژه عبور از خاتمي بود در اين نوشته خاتمي را نماد جنبش اصلاح طلبي معرفي مي كند و معتقد است كه اگر كروبي در مقابل خاتمي باستد در واقع در مقابل نماد اصلاحات ايستاده است و اين اتفاق يعني او خود را از دايره اين جريان خارج كرده است. بايد پرسيد: ملاك و معيار نماد اصلاحات بودن از ظن ايشان چيست؟ اينكه وزراي دولت را مورد ضرب و شتم قرار دهند و رييس دولت مهر سكوت به لب بزند؟ اينكه يك روشنفكر را به اعدام محكوم كنند و نماد جنبش اصلاحات از ظن شما كه صاحب پايگاه در ميان روشنفكران و نخبگان است سرفه اي در رد و تاييد آن نكند؟ اينكه نماينده مجلس اصلاحات را به زندان بياندازند و رييس دولت اصلاحات كلمه اي بر زبان نياورد؟ چگونه است فردي را نماد اصلاحات كه كمترين هزينه را براي هوادارانش نپرداخته؟ مهدي كروبي تنها صف خود را از افراطيون جدا كرد و جاي اميدواري است كه با اين اقدام لكه ننگ افراط، به مدد حزب ميانه رو اعتماد ملي براي هميشه از دامان اصلاحات پاك شود. اصلاح جامعه به كمك كساني رنگ واقعيت مي گيرد كه در سر سوداي انقلابي دوباره نمي پرورانند و در نشستهاي محفلي شان پيش بيني سقوط نظام را نمي كنند و تلخي اوضاع و تلخكامي مردم را تلخكامي خود مي دانند و براي رفع آن تلاش مي كنند.

!! نوشته شده توسط مهدی | 8:59 | سه شنبه یازدهم تیر 1387 •

استراتژی وحدت برای خاتمی!!!

تكذيبها و تاييدهايش همه را

سردرگم كرده است.

يك روز سخن از بازنشستگي

به زبان مي آورد

و روز ديگر احساس تكليف

مي كند براي حضور !؟

معمولا سال چهارم و پاياني هر رييس جمهوري با بحث و جدال پيرامون جانشين او در جرايد و محافل همراه مي شود. مخالفين رييس جمهور شروع به فعاليت هاي غير مستقيم انتخاباتي و به قولي موج آفريني مي كنند و رييس جمهور و حاميانش در پي تثبيت موقعيت فعلي شان هستند. امسال چنين وضعي دارد. سال پاياني رياست جمهوري محمود احمدي نژاد. رييس جمهوري كه دوره اي پرتنش داشت. چه در داخل و چه در خارج. امروز بحث بر سر كانديداتوري چهره هاي مختلفي است. محمد رضا عارف مدعي است كه در آب نمك خوابانده شده تا چنين روزي فرا برسد. مهرعليزاده باز هم بر راي هم زبانان آذري حساب باز كرده و آمدن يا نيامدن را زمزمه مي كند. قاليباف نيز از همان روز پاياني شمارش آراي انتخابات نهم، خود را مهياي آوردگاه دهم نموده بود و بي صبرانه منتظر شنيدن سوت پايان بازي احمدي نژاد است. در اين ميان سخن از ولايتي، روحاني، جهانگيري، جاسبي، محسن رضايي و نجفي نيز مي شود. اما دو چهره هنوز به طور جدي اعلام حضور نكردند. كروبي و خاتمي. هر چند حاميان اين دو چهره شاخص در حال آماده كردن بستر حضور هستند اما همچنان نگران چنين رويارويي نيز هستند. آيا خاتمي و كروبي با هم به رقابت خواهند پرداخت؟ اين پرسش مدتها است كه ذهن بازيگران سياسي كشور را به خود مشغول كرده است. مهدي كروبي بعد از پايان انتخابات نهم و پذيرش شكست تحميلي دولت خاتمي را مقصر اصلي شكستش دانست و وزارت كشور او را مسبب ناملايمتي هاي آن انتخابات. بعد از آن حزب اعتماد ملي را بنيان نهاد تا مشي و منش اصلي اش را فارغ از هياهوي اصلاح طلبان دنبال كند و اصلاحات را احياء انديشه امام بداند، نه تقابل با آن انديشه. خاتمي هم مانند هميشه ساكت در مقابل تمام پرسشها و ابهامات سر در لاك خويش فرو برد و هيچ نگفت تا پاك و طاهر بماند. تكذيبها و تاييدهايش همه را سردرگم كرده است. يك روز سخن از بازنشستگي به زبان مي آورد و روز ديگر احساس تكليف براي حضور مي كند. مدعي است بنياد باران تنها مكاني براي پژوهش و تحقيق است اما شاهديم كه اين بنياد فقط مأمني براي كساني است كه با پايان يافتن دولت اصلاحات بي جا و مكان شده بودند.

 كروبي اما نه خود را بازنشسته خواند و نه خود را جداي از حاكميت ديد. هر چند ممكن است از ظن مخالفينش او بازنشسته شده باشد اما خودش هيچگاه چنين سخني بر زبان نياورد. همواره در مقابل هر كج روي اي ايستاد و در مقابل افراط و تندروي سكوت نكرد. اگر تخطئه اي و خدشه اي بر اصول ببيند سكوت نمي كند. تأسيس حزب از جانب او نشان داد كه پا پس نمي كشد و با تمام وجود خواهد ايستاد.  مهدی کروبی، تنها نامی است که پیروز هر انتخاباتی بوده است به شرط سلامت آن انتخابات. تا به حال در عرصه های رقابت انتخاباتی، دو نوع آن یعنی مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری را تجربه کرده است. مردی که نامش مساوی با شیخوخیت و ریش سفیدی است و حافظه اش در میان رجال سیاسی بی بدیل است. بیراه نگفته ایم اگر او را حافظه انقلاب لقب دهیم و بعید است کسی مدعی انکار این لقب برای بزرگ خاندان اصلاح طلبی باشد. نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برای او تجربه ای ویژه بود. بردن نام او در چند ماه مانده به انتخابات رياست جمهوري نهم با دلسردی هوادارانش همراه بود. چرا که تحلیل ها و گمانه زنی ها از عدم وجود پایگاه رای برای او خبر می داد و در مقابل، شیخ، نه تنها تسلیم این جو سازی نشد بلکه بر آمدنش اصرار بیشتری ورزید و هواداران نیز متکی به اعتماد به نفس شیخ گام به گام او پیش آمدند. رای بالای او در این انتخابات همه را مبهوت خود ساخت و کارشکنی ها و ناملایمتی ها و بی اخلاقی ها مانع توفیقش شد. شیخ اصلاحات در  انتخابات نهم باخت اما نسوخت و شکست تحمیلی را پلی برای پیروزهای آینده ساخت و بر همه ثابت کرد که فرزند و شاگرد خلف امام خمینی(ره) است. كروبي كسي بوده است که اگر میزان رای ملت باشد، همواره به عنوان چهره منتخب از صندوقها خارج شده است.

 امروز از سوي حاميان خاتمي استرتژي وحدت براي خاتمي شكل گرفته است. اين استراتژي از سوي كساني مطرح مي شود كه در زمان حضور خاتمي در دولت پروژه عبور از او را مطرح كردند و امروز او را منجي مي دانند. حال اين دوگانگي در رفتار براي نيل به كدامين هدف است، پرسشي است كه كمتر كسي از جريانات تند رو حاظر به پاسخگويي به آن هستند. سيد محمد خاتمي اگر چه همواره خود را بي ميل به حضور در عرصه انتخابات نشان مي دهد اما شواهد و قرائن حاكي از آن است كه حضور دوباره در ساختمان رياست جمهوري را بي ضرر نمي داند. حال بايد منتظر ماند و روزها را شمرد تا ببنيم آينده چه خواهد شد.

 

!! نوشته شده توسط مهدی | 18:50 | شنبه هشتم تیر 1387 •

RSS