تبليغاتX
روزان

http://i28.tinypic.com/27zkncn.jpg
 
!! نوشته شده توسط مهدی | 13:26 | سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 •

اكتفا به حداقل مشاركت؛ آفت مردم‏سالاري

مشاركت سياسي بدون ايجاد

 شرايط و قواعد رقابت آزاد،

حركت به سوي نظام دموكراتيك

 را باعث نمي‏شودبلكه سدي

 در مقابل آن خواهد

بود كه منجر به دلسردي

 شهروندان از مشاركت خواهد

شد و اين حربه توسط حاكميت

تنها زماني به كار مي‏رود

كه براي بقاي خود به حداقل

 مشاركت اكتفا مي‏كند.

جامعه ايراني در سير تاريخي خود چه از نقطه نظر سياسي و چه از جنبه اجتماعي روندي را تا به امروز پشت سر گذارده كه شايد متاثر از تغيير و تحولات در غرب بود و اين جامعه كه همواره با معضلات هويت، مشروعيت، مشاركت و توزيع نابرابر قدرت روبرو بوده است در پي الگو برداري از غرب برآمد و به تدريج در مسير نوگرايي فكري گام نهاد ، هرچند در اين مسير عدهای گرفتار انحراف و خودباختگي نيز شدند و بر فضای دانشگاههای کشور تاثیر ویژه ای گذاشتند اما اين روند كم كم قشر مذهبي را متوجه خود كرد و تا حدي جلوي انحراف و خودباختگي گرفته شد . انقلاب اسلامي و ظهور شخصيتي نظير امام خميني‹ ره › در اين عرصه تاثير ويژه‏اي بر فرايند دگرگوني ساختار اجتماعي و سياسي گذارد. جامعه ايراني با حركت ناهموار و پرفراز و نشيب در مسير دموكراسي و آزادي قدم نهاد و با پيروزي انقلاب اسلامي ، نظام استبدادي را فرو ريخت و عصر جديدي با رويكرد جديد آغاز شد. انقلاب اسلامي كه منادي برپايي جامعه ديني است از سوي ديگر نقطه آغاز نوگرايي و تجدد در ايران است. با پيروزي انقلاب اسلامي تحولي جدي در ساختار حاكميت ايران صورت گرفت. اين فرصت ذي‏قيمتي بود كه بر مبناي ايدئولوژي جمهوري اسلامي به استقرار آزادي، مردمسالاري و جامعه مدني بپردازيم، اما به دليل هيجانات اوليه انقلاب و همچنين نفوذ جرياناتي كه جمهوريت و اسلاميت را در تضاد با هم مي‏دانند (قشر سكولاريست و قشر متحجر) اين فرصت به تاخير افتاد، اماآنچه امروز به تثبيت پايه‏هاي نظام جمهوري اسلامي و تحكيم آن مي‏انجامد بازگشت به انديشه و آرمانهاي امام خميني‹ره› است كه حكومت را از آن مردم مي‏دانستند و همواره بر اين نكته تكيه مي‏كردند كه ميزان راي ملت است. اما بی توجهی به موضوع مشارکت فعال مردم و احزاب سبب شده است که هنوز در قلمرو رسیدن به مردمسالاری دینی که خواست بنیانگذار جمهوری اسلامی است فاصله زیادی داشته باشیم. متاسفانه نگاه حداقلی به مشارکت سیاسی باعث شده است که ما در قلمرو رسیدن به مردمسالاری با مشکل مواجه شویم.

مشاركت سياسي به عنوان جوهر مردمسالاري از جمله مفاهيم بنيادين سياست در دوران معاصر است كه مورد توجه همه جوامع امروزي قرار گرفته است. این موضوع و كم و كيف آن در نظامهاي سياسي امروز يكي از مهمترين مسائل مطرح در جامعه شناسي سياسي است. هرچه يك نظام مردمي تر باشد و يا حتي ادعاي مردمي بودن داشته باشد محور قدرت را مشاركت ملی معرفي مي كند. اساسا مساله مشاركت در نظام سياسي، خود به يك ارزش تبديل شده است .

در نظام جمهوري اسلامي ايران حضور مردم در انتخابات از سوي جرياني به عنوان يك تكليف شرعي شناخته مي شود و از سوي جريان ديگر به عنوان اختيار براي تعيين سرنوشت سياسي؛ جداي از اين كه كدام يك بر ديگري رجحان دارد، نكتهاي كه دو جريان بر آن متفقالقول‏اند موضوع حضور در عرصه سیاست و تعیین سرنوشت است. هر دو جريان معتقدند حاكميت مردم در مشاركت جدی آنهادر تعيين سرنوشت حاكميت متجلي مي‏شود و حداكثر دموكراسي همان مشاركت مردمي است .

دولر فان دن بروك دموكراسي را اينگونه معرفي مي‏كند  : «دموکراسی یعنی: مشاركت مردم در تعيين سرنوشت خود» و اضافه مي‏كند : « آنچه دموكراسي را دموكراسي مي‏كند فرم حكومت نيست بلكه مشاركت مردم در امر حكومت است » . دموكراسي حقيقي زماني به وجود مي آيد كه مشاركت به صورت وسيع و گسترده صورت مي گيرد و مشاركت سياسي نتيجه وجود آزادي هاي سياسي در يك جامعه و عامل استقرار و حفظ و بقاي آن است و بدين لحاظ هم شرط لازم براي توسعه اجتماعي و سياسي يك جامعه است و هم نتيجه آن .

جوهر اصلي نظام مردمسالاري مشاركت شهروندان در اتخاذ تصميمي است كه به سرنوشت خودشان مربوط مي‏شود. مشاركت مردم در حكومت از لحاظ نظري سنگ بناي دموكراسي است اما مشكل آنجايي بروز مي‏كند كه سخن از مرز نظر گذشته و به حيطه عمل نزديك مي‏شود . وقتي مشاركت به عنوان يكي از لوازم حكومت و مقبوليت آن مطرح شد، حاكمان با تعابير مختلف و در واقع استحاله مفهوم واقعي آن و با تمسك به مفاهيم سطحي و در نهايت با مشاركت سطحي براي حفظ قدرت خود سوء استفاده مي‏كنند. مشاركت شهروندان در حقيقت بايد قدرت شهروندان باشد. مشاركت سياسي به عنوان نماد نهادي شفاف و ابزاري مسالمت‏آميز براي تحقق اينگونه مشاركت مورد تاييد قرار گرفته است. انتخابات شاخص ترين نماد مشاركت سياسي است و يكي از مهمترين جلوه هاي زندگي سياسي انسان معاصر را تشكيل مي‏دهد و در واقع زندگي سياسي شهروندان غالبا در انتخابات خلاصه مي‏شود. انتخابات محور اصلي فعاليتهاي گروههاي سياسي مختلف است. بهترين راهكار تحقق مشاركت سياسي واقعي شهروندان در برگزاري انتخابات آزاد و منصفانه تجلي پيدا مي كند. انتخابات و وجود سيستم انتخاباتي نشان داده است كه ابزار بسيار ارزشمندي براي تحديد قدرت نامحدود حكومت گران است.

بنابراين ميزان دموكراتيك بودن يك نظام سياسي نه تنها بر اساس صلاحيت شهروندان براي انتخاب نمايندگان سياسي بلكه همچنين بر اساس توانايي هاي شان براي ايجاد نهادهاي محدود كننده قدرت اجرايي از جمله سيستم انتخاباتي ارزيابي مي گردد . مشاركت سياسي بدون ايجاد شرايط و قواعد رقابت آزاد، حركت به سوي نظام دموكراتيك را باعث نمي‏شود بلكه سدي در مقابل آن خواهد بود كه منجر به دلسردي شهروندان از مشاركت خواهد شد و اين حربه توسط حاكميت تنها زماني به كار مي‏رود كه براي بقاي خود به حداقل مشاركت اكتفا مي‏كند.

!! نوشته شده توسط مهدی | 23:41 | شنبه هفدهم فروردین 1387 •

بن بست

روزگاری است که همه به هم مشکوکیم و مدام یا به هم دروغ می گوییم و هیچ نمی دانیم که عاقبتش چیست و یا به تملق و چاپلوسی مشغولیم. هیچوقت از تکرار تعارفات هم ابایی نداریم و هیچوقت به هم نمی گوییم که چه عیب و نقصی داریم. البته شاید به مصلحت نباشد. چرا که نه من و نه شما نیازی به بیان عیوبمان نداریم و همیشه می خواهیم دیگران تمجیدمان کنند و دل خوش به خوبی های نداشته ایم. نه در دوستی هایمان صادقیم و نه در دشمنی هامان ثابت قدم. به فکر همه چیز هستیم جز آینده. نگران داشته هایمان هستیم اما نگران نداشته هایمان نیستیم. دوست داریم همه با ما باشند و هر که بر ماست را به سمت نیستی سوق می دهیم و حلقه تنگی را برای خود و دوستانمان می سازیم و تنها افراد درون حلقه را آدم می شماریم و افکار افراد تا زمانی که در ذهنشان محبوس است بی ضرر می پنداریم و تصور می کنیم اگر فکر و اندیشه ای بیان شود به ضرر ماست غافل از آنکه بیان دیدگاههای مختلف سبب پویایی است و چند صدایی باعث رشد ماست نه تک صدایی. ثبات را با سکون اشتباه گرفتیم و در راه رسیدن به هدف از ترس موانع خیالی،  بن بستها ساختیم و راهها را یک طرفه کردیم و جاده را پر از تابلوهای ورود ممنوع. آنقدر بی پروا دست به تخریب هم می زنیم که گویا هرآنچه حق است ماییم و هر آنچه ناحق دیگران و در این اوضاع تنها به سیاه نمایی مشغولیم و هیچوقت نخواستیم رنگهای متونع رنگین کمان را بپذیریم و فقط سیاه دیدیم یا سفید. دیگران را غریبه می پنداریم و مرز خودی و غیر خودی ایجاد می کنیم خطوط قرمز می سازیم و روز به روز حلقه را تنگ تر می کنیم که مبادا غریبه ای به مرز و حریم مان دخول کند و مبادا صدای مخالفی و در واقع صدای دیگری گوشمان را آزار دهد. به همه چیز فکر می کنیم غیر از آینده. و آنقدر مبهمش کردیم که حتی خودمان هم نمی توانیم آینده ای را پیش بینی کنیم و تصویری از آن متصور شویم. آنقدر فیلم های سیاه و سفید تولید کردیم که گویی دیگر امیدی به دیدن فیلمهای رنگی نیست تا حقایق ملموس تر شوند. کارمان شده است کتمان حقیقت و آنقدر به خودمان آدرس غلط داده ایم که خودمان نیز باورمان شده است در جاده پیش رویمان گهگاه به همان آدرسهای اشتباه می رویم و حواسمان نیست که راه اشتباه است و ما را گمراه خواهد ساخت. امروز کارمان به جایی رسیده است که همه از هم می دزدند و همه بر سر هم کلاه می گذارند و با این همه، همه راست راست راه می روند و آب از آب تکان نمی خورد. کاش قدری اخلاق چاشنی سیاست بازیمان می شد...!ای کاش فهممان از اوضاع مان بهتر بود و بهتر درک می کردیم که در اطرافمان چه می گذرد. گرفتار اوهام دن کی شوتی نمی شدیم و آرمان را با اوهام خلط نمی کردیم. فرا تر از آن برای رسیدن به همه اهدافمان از همه اعتبار و آبروی دیگران هزینه نمی کردیم.  براستی چه باید کرد؟ چه می شود کرد؟

!! نوشته شده توسط مهدی | 2:59 | سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 •

انتخابات تهران ابطال میشود

*انتخابات تهران ابطال میشود
: شنیده ها حاکی از آن است که به دلیل ایرادات قانونی وارده بر چگونگی اعلام نتایج انتخابات در تهران و همچنین مطابقت نداشتن آرا اعلام شده با میزان برگه های اخذ رای و عدم وجود صورتجلسه های نهایی حوزه های اخذ رای انتخابات تهران در معرض ابطال قرار دارد. سخنگوی شورای نگهبان در واکنش به این شایعه با تایید ایرادات وارده بر این دوره از انتخابات مسئله ابطال را تکذیب نکرد و گفت در این انتخابات با ابهامات گسترده ای مواجه بودیم.

*رفع توقیف شرق: وزیر ارشاد با اعلام خبر رفع توقیف شرق از مدیر مسئول این روزنامه به دلیل وقفه طولانی در اعلام حکم برائت آن جریده عذر خواهی کرد. صفار هرندی گفت: روزنامه شرق جزء محدود روزنامه های معتبری بوده است که به اشتباه مشمول حکم توقیف قرار گرفته است.

*شایعه استعفای وزیر نفت: وزیر نفت با ارائه طرح ساماندهی وضعیت سوخت در کشور اوضاع فعلی را به ضرر منافع ملی خواند و گفت: ادامه وضعیت موجود سبب شکست سیاستهای دولت خواهد شد. وی همچنین در جلسه هیئت دولت خطاب به رییس جمهور گفت: شکست شما در دوره بعد انتخابات ریاست جمهوری قطعی است. چرا که سیاستهای اقتصادی شما به مردم آسیب جدی وارد کرده است و در پایان سخنانش گفت: در صورت تداوم وضع موجود بنده در دولت نخواهم ماند.

*خبرگزاری فارس فیلتر شد. دیگه مطمئنم این خبر آخر را هیچ کس باور نکرد. به هر حال به یمن سیزده بدر ما هم دستی در انتشار اخبار دروغ سیزده بردیم. باشد که مقبول شما افتد.

!! نوشته شده توسط مهدی | 0:43 | سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 •

سالهاي بدون امام

http://www.iran-newspaper.com/1382/820313/html/124878.jpg  

 

 . بايد به جايي برسيم كه نوه امام داد سخن سر دهد كه به ميراث امام وفادار باشيد و به همه وجوه انديشه امام جامه عمل بپوشانيد. بايد بنشينيم و نظاره كنيم كه چگونه افكار امام را تحريف مي كنند و آن را از رئوس برنامه هايشان حذف مي كنند. 

 بنويسيد. از قيام 42 . از تبعيد به تركيه و عراق. از بهمن 57  ... بنويسيد از جنگ و سالهاي انفجار. از رحلت امام و انزواي خط امام . بنويسيد هرچه دل تنگتان مي خواهد. امام كه نيست. زبانتان را بچرخانيد و سخنوري كنيد. صفحه هاي كاغذ را سياه كنيد و هر آنچه مي خواهيد بنويسيد.
از ادعاي نقد انديشه امام تا تحريف سخنان امام شنيديم و آب از آب تكان نخورد. از بي اعتنايي به "ميزان رأي ملت است" به چشم ديديم تا هتك حرمت بيت امام. از در گذشت يادگار امام ديديم تا درگذشت رييس دفتر امام. از نگراني هاي بي حد حصر براي حفظ انديشه امام شاهديم تا تخريب بي حد و حصر انديشه امام. امام كه نيست.

http://64.40.99.49/Multimedia/pics/1386/3/Photo/1406.jpg

مراسم سالگرد ارتحال جانسوز امام خميني (ره)
شعرها و مقاله ها  و مصاحبه ها  و فيلم و سريالها ديده ايم و خوانده ايم و گذشت. بياييم بنويسيم از هر آنچه بر خط امام رفت و مي رود. بنويسم از هر آنچه به نام امام مي شود و خواهد شد. بگوييم از نام امام چه بهره ها كه نصيب شد. بنويسم كه امام را قاب كرديم و انديشه اش را بايگاني.
سال ها را بدون امام سپري كرديم. اما نسل من انديشه امام را لمس نكرد. چرا كه هر چه سخنان امام را خوانديم و با اوضاع موجود قياس كرديم همه چيز ديديم جز انديشه بنيانگذار اين نظام. جالبتر كه خلاف آن را ديديم. بدتر از آن به نام امام ديديم و به كام ديگران. بايد كار به جايي برسد كه رييس دفتر امام از هجمه شيادهايي كه انديشه امام را به سخره گرفته اند دق كند و... بايد به جايي برسد كارمان كه عزيزترين يادگار امام را مورد هتاكي قرار دهند و آب از آب تكان نخورد. بايد به جايي برسيم كه نوه امام داد سخن سر دهد كه به ميراث امام وفادار باشيد و به همه وجوه انديشه امام جامه عمل بپوشانيد. بايد بنشينيم و نظاره كنيم كه چگونه افكار امام را تحريف مي كنند و آن را از رئوس برنامه هايشان حذف مي كنند.
باز هم منتظر 14 خرداد باشيد. مي نويسند از
از قيام 42 . از تبعيد به تركيه و عراق. از بهمن 57. از جنگ و سالهاي انفجار. از رحلت امام و انزواي خط امام. منتظر ويژه نامه ها باشيد. 
!! نوشته شده توسط مهدی | 12:39 | شنبه دهم فروردین 1387 •

بهاران خجسته باد

در گذرگاهی چنین باریک
در شبی این گونه دل افسرده و تاریک

کز هزاران غنچه لب بسته امید
جز گل یخ، هیچ گل در برف و سرما نمی روید
من چه گویم تا پذیرای کسان گردد
من چه آرم تا پسند بلبلان گردد

من در این سرمای یخبندان چه گویم با دل سردت
من چه گویم ای زمستان با نگاه قهر پروردت
با قیام سبزه ها از خاک
با طلوع چشمه ها از سنگ
با سلام دلپذیر صبح
با گریز ابر خشم آهنگ
سینه ام را باز خواهم کرد
همره بال پرستوها
عطر پنهان مانده اندیشه هایم را

باز در پرواز خواهم کرد

گر بهار آید
گر بهار آرزو روزی به بار آید
این زمین های سراسر لوت
باغ خواهد شد
سینه این تپه های سنگ
از لهیب لاله ها پرداغ خواهد شد

آه اکنون دست من خالی است
بر فراز سینه ام جز بته هایی از گل یخ نیست
گر نشانی از گل افشان بهاران باز می خواهید
دور از لبخند گرم چشمه خورشید
من به این نازک نهال زردگونه بسته ام امید

هست گل‌هایی در این گلشن که ازسرما نمی‌میرد
و اندرین تاریک شب تا صبح
عطر صحرا گسترش را از مشام ما نمی گیر
د

!! نوشته شده توسط مهدی | 11:47 | پنجشنبه یکم فروردین 1387 •

RSS