شیخ و شمشیر و نعل وارونه
|
|
. تن اصلاحات را بی جان خواندید و شیخ را متهم به نواختنش که اگر مرگی برای اصلاحات باشد به مدد همان طنز تلخ تاریخ تاریک اندیشانی چون شما که اصلاحات را با انقلاب خلط کردند مسبب قبض روح اصلاحات هستند. شیخ نه تنها قائل به مرگ اصلاحات نیست بلکه عوامل شکست را نوکیسگانی می داند که به مدد همان طنز تلخ تاریخ به محض رسیدن به قدرت سر از پا نشناختند و جو زدگی شان شیرینی دوم خرداد را به تلخی سوم تیر بدل ساخت. |
|
|
در بخشی از نوشته آمده است : ««"چرا وقت سخن گفتن از مرتجعين، ضبط را خاموش مي کنيد، اما گاه تازيانه زدن بر مخالفان مرتجعين و "جنبش اصلاحطلبي در دوره آقاي خاتمي" و درست همان هنگام که "مرتجعين"، شب و روز از کوبيدن باقيمانده مواضع آنان نيز غافل نمي مانند، صدايتان اين اندازه بلندي مي گيرد که: "مهمتر از همه شيوه تخريبي آنها بود. آنها بخشاسلامي جمهوري اسلامي را زير سوال ميبردند."»» باید به ایشان گفت: همان هایی که شیخ هنگام افشای حماقتهایشان داد اعتراض سر می دهد هشت سال عمر دولت اصلاحات را تلف کردند و با هوچی گری و تشویش اذهان سعی در همسو کردن افکار عمومی داشتند که اگر نبود آن همه هجمه به هر چه که رنگی از ارزشها ( چه به غلط یا درست ) و به جای آن رسیدگی به نیازهای اصلی مردم، امروز نه دغدغه ردصلاحیتی بود و نه هجمه بی حساب و کتاب اقتدارگرایان بر اصلاح طلبان. انتخابات مجلس ششم نمونه ای از پذیرش اصلاح طلبان از سوی حاکمیت بود و اگر آن همه تندروی نبود امروز نه مجلسی از جنس هفتم روی کار بود و نه نگران مجلس هشتم بودیم.بحث هزینه های حزب را مطرح کردید و اینکه معلوم نیست بودجه اش از کجا تأمین می شود. نخست بگویم که اولاً اگر کسی و یا گروهی نتواند خود تأمین کننده هزینه های گروهش باشد همان بهتر که در کنج خانه اش بخوابد و آسوده زندگانی کند. نکته دوم اینکه مگر محل تأمین هزینه گروههایی که شما حامی آنهایید مشخص است که شیخ ما باید ریال به ریال هزینه حزبش را به افرادی چون شما که معلوم نیست در شکل گیری جریان اصلاحات کجای معرکه بود و اصلاً اصالتتان به کجا بر می گردد که اینگونه مدعی اصلاح طلبی هستید و نگران جسم بی جان آن و سنگ آن را به سینه می زنید، اطلاع دهد.شمایی که لقب نچسب دموکراسی خواهی را مدتی است اجاره کرده اید و در مسیر رسیدن به دموکراسی حتی از نشست و برخاست با سطوح میانی مردم نیز خودداری کردید چه رسد به قشر پایین دست و هر دم از باغتان بری رساندید و تزهای کذایی و فضایی صادر کردید و بدون درک درد واقعی مردم بر طبل تان کوبیدید و نسخه پیچیدید باید هم طرح ماهی 50.000تومان کروبی را به سخره بگیرید که شیخ تنها کاندیدایی بود که فهمید درد مردم چیست و برای آن برنامه داد.
شیخ اصلاحات هم از خودی های دوست نما ضربه خورد و هم از کسانی که دشمن اویند اما کمر به رکوع در نیاورد و در مقابل آنها ایستاد و با ایجاد حزب اعتماد ملی از شکست پلی برای پیروزی ساخت و خرسندیم از اینکه حزب اعتماد ملی مخالفینی از جنس شما دارد که اگر چون شمایی به تمجید از اعتماد ملی بپردازید باید در صداقت شیخ و یارانش تردید می کردیم.
در پایان باید گفت که اگر شما و دوستانتان نمی خواستید ره صد ساله را یکشبه طی کنید امروز دچار این آسیبها نبودیم. اگر دوستانتان با تله کابین وارد عرصه قدرت نمی شدند و سختی راه و سنگلاخها و دره های مهیب رسیدن به قله دوم خرداد را درک می کردند با تلنگری به دره سقوط نمی کردند و امروز وضع دیگری داشتیم. کاش فرصتهای ناب تاریخی به دست افرادی چون شما و دوستانتان در آن لبه قیچی تباه نمی شد./.
چکمه هایی که به پای همت بود
|
|
به یادتان می آورم که وقتی سخن از استبداد نعلین به میان آمد، شهید بهشتی در پاسخ گفته بود : *... من تعجب می کنم که چطور عده ای این طرف و آن طرف می گویند از این قانون اساسی بوی دیکتاتوری می آید، آن هم ديکتاتوري آخوندها! صداي پاي فاشيسم نعلين مي آيد! اين يک توهين دوجانبه است: هم توهين به روحانيت و هم توهين به ملت... چشممان را باز کنيم و آنچه را در اين جامعه رخ داد(انقلاب اسلامي) را با دقت بنگريم. انصافا مردم ما در مجموع در اين زمينه ها آگاهانه و هوشيارانه عمل کرده اند. مگر با چنين مردمي ممکن است صداي پاي فاشيسم - مي خواهد فاشيسم نعلين باشد، مي خواهد فاشيسم سرنيزه، مي خواهد فاشيسم تاج، فاشيسم عمامه و هر چيز ديگر- بيايد؟
خوب است به اين ملت معتقد شويم. من واقع بينم و صميمانه مي گويم که حالت طمأنينه و آرامشي در من هست که حس مي کنم اين مردم به ياري خدا اين بار را به منزل خواهند رساند، اين احساسي است که دارم. مگر مي شود مردمي که اين همه تلاش کردند، اين همه خون دادند، اين همه زجر کشيدند، اجازه بدهند فاشيسم و ديکتاتوري، در هر شکلي که مي خواهد باشد، به اين جامعه بازگردد؟ به نظر من اين هم يک نوع تحقير و کم شمردن وجدان سياسي و اجتماعي مترقي جامعه ما و هم توهين به روحانيت است.... *
امروز این سخن شهید بزرگوار بهشتی پاسخ روشنی برای شما است و بهتر است به جای این گونه سخنان به درک درست تری از مردم برسید و سپس کشفیاتتان را برای مردم بازگو کنید و فکری هم برای کارنامه پر از ابهامتان کنید.




