... و اینگونه بزرگ رفتن سعادتی است
|
|
جاي تاسف است كه در چنين ايامي به بيت رفيع حضرت امام (ره) آن طور اهانت ها و تهمت ها و دروغ پردازي هايي شد كه حتي راديوهاي بيگانه هم كلمات اين سايت را نقل كردهاند، |
|
|
|
در 15 خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود كه اگر اين ها بود مقابله را آسان مي نمود، بلكه علاوه بر آن گلوله حيله مقدس نمايي و تحجر بود. گلوله زخم زبان و نفاق و دورويي كه هزار بار بيشتر از باروت و سرب جگر و جان را مي سوخت و مي دريد. عده اي مقدس نما واپس گرا همه چيز را حرام مي دانستند خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است؛ هرگز از فشارها و سختي هاي ديگران نخورده است |
... و اینگونه بزرگ رفتن سعادتی است که تنها نصیب انسانهای بزرگ می شود. این است ایستاده مردن در راه عقیده. و این است پایداری و استقامت و مردانگی و این آرزوی همه یاران امام است که در عصری که امام نیست و اندیشه اش نیز غریب مانده اینگونه با عالم خاکی وداع گویند و بزرگ بمانند. به قول بزرگی که می گفت: این اندیشه است که می ماند. آیه الله توسلی بزرگمردی بود که تا آخرین دم حیاتش با ذکر نام مرادش از دنیا رفت و داغ سنگین غربت اندیشه امام آن هم در سی سالگی انقلاب را بر دلمان نهاد.
نطق ناتمام آيت الله توسلي در مجمع تشخيص مصلحت نظام: آيت الله توسلي در حالي جان به جان آفرين تسليم كرد كه در جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام درحال سخن گفتن به عنوان ناطق پيش از دستور بود. به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، متن اين نطق ناتمام كه در مراسم تشيع پيكر پاك آيتالله توسلي در اختيار خبرنگاران قرار گرفت، به اين شرح است: توسلي : امام (ره) اين ملت را شناخت. با عرض تسليت به پيشگاه مقام معظم رهبري و ملت عزيز لبنان و حزب الله در رابطه با شهادت عماد مغنيه و با تاسف از اين كه در ايام دهه فجر كه (از روز ورود حضرت امام (ره) تا 22 بهمن روز خوشحالي ملت ايران است و همه به ياد امام (ره) بودند ) جاي تاسف است كه در چنين ايامي به بيت رفيع حضرت امام (ره) آن طور اهانت ها و تهمت ها و دروغ پردازي هايي شد كه حتي راديوهاي بيگانه هم كلمات اين سايت را نقل كردهاند، همانطور كه حضرت عالي ( هاشمي)فرموديد ما نمي دانيم كه چه كسي هست اما متوجه مي شويم كه يك دستي در كار است كه بيت امام (ره) و شخصيت هاي مبارز اسلام را كه به انقلاب دلبستگي داشتند ،آنها را از صحنه خارج كنند. آقاي حاج حسن آقا خميني دو تا مطلب ذكر كرد كه حالا از منشا آن هم من يك خوابي كه ايشان ديده بودند را بگويم. حدود دو ماه قبل، بعضي از بزرگان اطلاع دارند، ايشان گفتند كه من خواب ديدم امام (ره) به من فرمودند كه : " حسن من را دارند از اين خانه بيرون مي كنند." گفتم: آقا چه كسي شما را از اين خانه بيرون مي كند؟ باز خواب ديدم دوباره كه امام (ره) فرمودند: "حسن من را دارند از اين خانه بيرون مي كنند" تا سه مرتبه من اين خواب را ديدم . البته من نمي گويم كه خواب حجت است اما گاهي خواب هايي است كه انسان از آنها چيزهايي را متوجه مي شود. من در كلمات حضرت امام (ره) مطالعه مي كردم و ديدم كه اين پيش بيني را خود امام (ره) كرده است در تاريخ 23 ابان 61 : «اين جانب هيچ گاه ميل نداشتم و ندارم كه درباره نزديكان خود سخني بگويم يا دفاع كنم. ليكن علاوه بر آنكه در پيشگاه مقدس حق (جل وعلي ) مقصر و مجرم هستم و از درگاه متعال است اميد عفو و بخشش دارم و تمام سرمايه ام اعتراف به تقصير و عذر از آن است و نزد مسلمانان و ملت عزيز نيز اعتراف به قصور ، تقصير و از آنان اميد عفو و طلب آمرزش دارم؛ اما درپيش گروه هايي و اشخاصي گناهاني نابخشودني دارم( از نظر اين گروهها) و احتمال قوي مي دهم كه پس از من براي انتقام جويي از من به بعضي از نزديكان و دوستانم تهمت ها كه من آن ها را ناروا مي دانم ، بزنند و به آتشي كه بايد مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احيانا به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگيرند.»
اين نامه اي است مفصل از امام (ره).
هاشمي : اين نامه كجا است؟ آيا اين نامه چاپ شده ؟
توسلي:بله، عين اين نامه هست. البته اين نامه مفصل است و من قسمتي از آن را خواندم.
هاشمي:اين در صحيفه نور و اين ها هم است؟
توسلي:در صحيفه امام(ره) هست، اين نامه در وعده ديدار امام (ره) هست.
صانعي:در دو سه جا هست.
توسلي:اين نامه در دو سه جا هست. شما ببينيد آقاي حاج حسن آقا يك مسووليت دارد. نگهداري ...، موسسه تنظيم و نشر امام (ره) مربوط به ايشان است و اگر او نخواهد امام (ره) را حفظ كند و كلمات امام (ره) را نگهداري كند خوب چه كسي بايد بكند؟ حاج حسن آقا يك كسي است كه هم توليت آستانه حرم امام را دارد و هم مسوول موسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) است. خوب ، وقتي كه نگاه مي كند و مي بيند كه كلمات امام (ره) دارد طور ديگري معنا مي شود. اين وصيت نامه امام (ره) است. در بند ل وصيت نامه : «وصيت برادرانه من در اين آخرين قدم هاي آخر عمر بر قواي مسلح به طور عموم آن است كه اي عزيزان كه به اسلام عشق مي ورزيد بيدار باشيد و هوشيار. وصيت اكيد من به قواي مسلح آن است كه از مقررات نظام ، عدم دخول در احزاب و گروه ها و جبهه هاست. به آن عمل نماييد و قواي مسلح چه نظامي و انتظامي و پاسدار و بسيج و غيره اينها در هيچ حزب و گروهي وارد نشده و خود را از بازي هاي سياسي دور نگه دارند، در اين صورت مي توانند، قدرت نظامي خود را حفظ كنند. امام(ره) در آنجا مي فرمايد: به عنوان دفاع از من. ارزش هاي انقلاب، امام (ره) فقط به روضه خواني و سينه زني نيست و اين ها نيست ... ارزش هاي انقلاب امام (ره) به آن چيزهايي است كه امام (ره) از آنها خون دل مي خورد، شما ببيند منشور روحانيت امام در سال 67 است.مي فرمايد كه در 15 خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود كه اگر اين ها بود مقابله را آسان مي نمود، بلكه علاوه بر آن گلوله حيله مقدس نمايي و تحجر بود. گلوله زخم زبان و نفاق و درويي كه هزار بار بيشتر از باروت و سرب جگر و جان را مي سوخت و مي دريد.عده اي مقدس نما واپس گرا همه چيز را حرام مي دانستند خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است؛ هرگز از فشارها و سختي هاي ديگران نخورده است. امام (ره) آمد ارزش هاي انقلاب را كه بگويد كه تهمت نزنيد ، دروغ نگوييد، ريا نكنيد. من يك روز داشتم مي رفتم در اتاق ديدم كه مرحوم حاج احمد آقا با يكي از دوستان دارند صحبت مي كنند و به ايشان مي گويند كه امروز خدمت امام (ره) نرويد(ايشان هرروز خدمت امام (ره) مي رفتند) ايشان گفتند كه براي چه؟ حاج احمد آقا فرمودند: آيا شما درجايي صحبت كرديد؟ ايشان گفت: بله، فرمودند كه امام (ره) صحبت هاي شما را گوش كرده. شما در صحبت هايتان ظاهرا يك چيزهايي گفتيد كه مثلا گفتيد امام (ره) خدمت امام زمان مي رسد. فرياد امام (ره) بلند شد كه اين نسبت ها چه هست كه به من مي دهند . من هم يك فرد عادي هستم . چرا اين حرف ها را به من نسبت مي دهند؟ اين حرف ها چه است كه نسبت به من مي زنند؟ شما خودتان در خاطرتان است.
هاشمي:اين مساله چه بود آيا مساله سري است؟
توسلي:حالا نام ايشان را من چرا ببرم اگر خواستيد من به طور خصوصي به شما مي گويم.
هاشمي:حالا در مجمع كه در حضور آقايان ايرادي ندارد؟
توسلي:عرض شود كه آن چيزي كه شما خودتان مي دانيد. آن سه نفري كه آمدند و مي خواستند بگويند كه ما خدمت امام زمان (عج) مي رسيم. شما واسطه بوديد ، دونفر مرد بودند و يك خانم.
هاشمي:نه يك زن و شوهر بودند.
توسلي: به هر حال يك كتاب خطي هم آوردند و بردند و خدمت امام (ره) رسيدند و گفتند كه ما خدمت امام زمان (عج) مي رسيم، امام فرمود كه من سه تا سوال دارم؟ اول اين ها را از آقا سوال كنيد و براي من بياوريد من با شما صحبت مي كنم.
1-حادثه ربط حادث به قديم براي من لاينحل مانده است؟
2-آن چيزي كه من به آن خيلي علاقه دارم چه هست؟
3- و يك چيزي هم گم كرده ام كه آن چه است؟
مقصود امام (ره) از آن گمشده است ...
هاشمي :ايشان به يك عكسي علاقمند بودند.
توسلي:بنا شد كه بروند و خبر بياورند، دو روز آمدند و سر سهراه به مرحوم حاج احمد آقا فرمودند كه "برو ببين كه چه مي گويند". من متوجه نشدم كه چه چيزي گفتند به مرحوم حاج احمد آقا. كه وقتي برگشت امام (ره) فرمود و به ايشان گفت: "شيادها دست از اين حرفهايتان برداريد و دنبال اين شيادي ها نرويد" برنامه امام (ره) اين بود. نمي خواستند مردم را با اين حرفها سرگرم كنند و حرف امام (ره) اين بود.....
هی!!! یاوه، یاوه، یاوه!!! خلائق مستید ومنگ
|
|
سيد حسن خميني، نوه امام خميني(ره) بنيانگزار جمهوري اسلامي در گفتگويي با هفته نامه شهروند امروز در تهران تندترين انتقاد در خصوص دخالت نظاميان را مطرح کرد.وي با اشاره به "تنبه امام به اينکه نظاميها نبايد در سياست دخالت بکنند" را يکي از دغدغهها و مسائل اخير اعلام کرده و گفت: "يکي از بزرگترين معيارهايي که ميتوان گفت، جامعه از راه امام خارج شده است يا نه؟! «حضور نظاميان در عرصه سياست» است. کساني که مدعي هستند که به امام وفادارند، بايد نسبت به دستور صريح امام با تمام وجود حساسيت نشان دهند".سيد حسن خميني همچنين گفت: "همانطور، در زماني که فردي مدعي شود، ولايت از آن فقيه نيست، همه بايد بگويند، در انديشه امام هست و نسبت به اين موضع حساسيت نشان دهند، بايد در برابر «ورود نظاميان به عرصه سياست» هم حساسيت داشته باشند". وي تاکيد کرد: "اگر اينگونه نباشد يا دروغ ميگويند و يا دچار تناقض هستند".نوه امام خميني در عين حال بدون نام بردن از مقام خاصي تاکيد کرد: "انگيزه الهي به دنبال طرد نفسانيات است و نفسانيات هم در طرد ثروتطلبي و قدرتطلبي خلاصه ميشود"اما"گاهي فردي 6 صبح تا 12 شب کار ميکند، اما اين فعاليتها براي خداوند نيست و همين که اين مساله سر زبانها باشد، برايش شيرين است. يا فردي سادهزيست است، اما هيچگاه از قدرت دست برندارد و..."
سرکوب به نام حفط وحدت
سید حسن خميني در بخش ديگري از گفتگوي خود با مجله شهروند امروز مدل شوروي و فروپاشي آن را مورد توجه قرار داده است. اين اظهار نظر اگرچه به صراحت در خصوص مسايل داخلي ايران بيان نشده اما بخش قابل توجهي از آن به موقعيت فعلي کشور اشاره دارد، به خصوص آن جا که وي با اشاره به اينکه در اوخر عمر شوروي مي گويد: "همه چيز فداي حفظ حزب ميشود و همه ميگويند حفظ حزب ميشود و همه ميگويند حفظ اما سيستم نابود ميشود... مديران سيستم، ضعفهاي خود را با بهانه حفظ سيستم و شاکله حکومت ميپوشانند در چنين وضعي واقعيت امر، حفظ حکومت نيست، بلکه حقيقت اين است که کسي عليه من سخن نگويد. به عبارت ديگر، شعار قشنگ و دل فريب حفظ وحدت، وسيلهاي ميشود براي اينکه کسي انتقاد از من نکند يا کسي نخواهد من را متهم به اشتباه کند."
زير تيغ
سيد حسن خميني جمعه گذشته نيز در ديدار با اعضاي شوراي مرکزي جبهه مشارکت و در پاسخ به انتقاد اعضاي جبهه مشاركت ايران اسلامي از رد صلاحيتها با ابراز تاسف از وضعيت پيش آمده در آستانه انتخابات مجلس هشتم گفت"اين تيغ تنها سر شما را نتراشيده، بسياري از دوستان را در همه گروههاي جامعه مشمول لطف خود قرار داده است كه البته مايه تاسف است".سخنان نوه امام خميني (ره) در ديدار روز جمعه اش با اعضاي جبهه مشارکت که از سوي خبرگزاري ايسنا منتشر شده، با تاکيد براينکه "كسي نميتواند مردم را از حاكميت و دخالت در سرنوشت خود و از اينكه بخواهند حرف و انديشهشان را به منصه ظهور برسانند، بازدارد"، از انتقاد برخي از مراجع (اشاره به آقايان منتظري و مکارم شيرازي) نسبت به رد صلاحيت هاي گسترده استقبال کرده و گفت: "اين گامها اميد ميدهد كه مشكلات قابل حل است.وي همچنين گفت: "دين نيامده است براي مردم مشقت ايجاد كند، رويكرد دين در جامعه ايجاد آرامش است. اگر نتوانيم حتي در قطاع كوچكي از جامعه آرامش ايجاد كنيم آن روز در نزاع بين دين و پيشرفت، اين دين است كه لطمه ميخورد".
واکنش سايت نوسازي به اظهارات سید حسن خمینی
در واکنش به انتقادات سيد حسن خميني از ردصلاحيت کانداهاي انتخاباتي، سايت "نوسازي" که از سوي گروهي از هواداران رييس جمهور اداره مي شود، ديروز در مطلبي وي را مورد حمله قرار داد. اين سايت با مخاطب قرار دادن مستقينم نوه بنيانگذار جمهوري اسلامي نوشت: "جناب آقاي سيد حسن خميني شايد ما نيز اگر در زمان دولت اصلاحات قدرت آن را داشتيم كه به نحوي برايمان يك ماشين BMW، هشتاد ميليون توماني(قيمت همان موقع) خريداري شود كه بحمدالله براي شما شد و از هواي بالاي شهر تهران تنفس مينموديم و احيانا سوناي بخارمان ترك نميشد ... توفيق آن را ميداشتيم كه با لپهاي گل انداخته درد مستضعفين و محرومين را رصد كنيم و راه حضرت روحالله را در دفاع از محرومين ادامه دهيم و مواظب باشيم خداي ناكرده حق ياران و ياوران هميشگي انقلاب مانند حزب مشاركت ضايع نگردد و بازهم خداي ناكرده لطمهاي به جمهوريت نظام وارد نشود."مطلب فوق، که تيتر "راز لپ هاي گل انداخته سيدحسن خميني" را بر خود دارد، همچنين در فرازي ديگر خاطر نشان مي کند: "نوه امام بودن اصالت گوهري است ،ملاك نيست و الا حضرت امام دستور برخورد قاطعانه با سيد حسين خميني را نميدادند و او امروز در آغوش آمريكا نبود."
هی!!! یاوه، یاوه، یاوه!!! خلائق مستید ومنگ
وقتی مطلب سایت نوسازی را خواندم تعجب نکردم. نباید هم تعجب کنم. چرا که این یاوه ها جز از زبان الکن افرادی که امام را از سر ناچار پذیرفته اند تا بلکه به نان و نوایی برسند از زبان دیگری برون نمی تراود. کسانی که چنین شهامت گستاخی یافته اند و نوه امام "سید حسن خمینی" را مورد هتاکی قرار داده اند اگر مجالی برایشان بود بر طبل تهی شان محکم تر می نواختند و امام بزرگوار را مورد هتاکی خود قرار می دادند. ممکن است در آینده بشنویم که به راحتی به ساحت امام خمینی گستاخی کنند و به یکباره اندیشه های آن امام را به باد استهزا بگیرند. دون مایگانی که گرد محفل مرادشان مصباح یزدی سکنی گزیده اند و در حال تیشه زدن به ریشه انقلاب و شهدای انقلابند. عجوزه های وامانده ای که از تشعشعات هاله نور اربابشان به نان و نوایی رسیده اند و گستاخانه حریم بیت امام را مورد هجمه خود قرار می دهند. گزافه گویی ها و هتاکی امثال شما نه تنها خدشه ای به آن بزرگوار وارد نمی کند بلکه دون مایگی شما را بیش از پیش برای مردم پیرو خط امام آشکار میسازد.
متاسفانه امروز مجال یافته اید و ترکتازی می کنید و به هر کس که منتسب به امام باشد گستاخی می کنید و در این راه زبان آلوده تان را به اهانت به بیت امام نیز آلوده تر ساختید اما مطمئن باشید که همان اندیشه ای که زمانی جور و پلاس خاندان پهلوی را در هم کوبید بیش از این اجازه هتاکی و گستاخی نخواهد داد. و وظیفه یاران و پیروان امام است که در مقابل چنین بی احترامی ایستادگی کنند و مانع از تداوم چنین رفتارهای بی شرمانه باشند.تحزب ضرورت اجتناب ناپذیر توسعه ملی
|
|
باید پذیرفت که سلایق و دیدگاههای سالم که پایبند به قانون اساسی هستند را به رسمیت شناخت و احزاب را در مسیر توسعه تقویت کرد . تحزب یک ضرورت اجتناب ناپذیر برای توسعه ملی است و تبیین و تشریح آن بر عهده عالمان علم سیاست است . |
تحزب در جامعه ایرانی داروی درمان زخم اقتدارگرایی است

هیچ سخنی درباره تحزب رساتر از این سخن شهید مظلوم دکتر سید محمد بهشتی نیست که گفت : حزب معبد من است . این سخن از زبان فقیه وارسته ای بیان شده است که در عین حالیکه در نهاد دین به تحصیل فقه و اصول پرداخت در نهاد دانشگاه نیز حضور یافت و با علوم جدید نیز آشنا گردید . در جامعه ما وقتی بحث تحزب و تشکل سیاسی به میان می آید، اذهان نا خواسته به سمت الگوهای غربی هدایت می شود و با استفاده از تعاریف آنها ، حزب را در جامعه ایرانی نیز تعریف می کنند و در واقع برداشت غربی آن را ترجمه به فارسی می کنند . در واقع تحزب ، قبل از آنکه مختص جامعه غربی باشد ، مختص جامعه بشری است هر چند غربی ها ساز و کار و چارچوب آن را برای خود مشخص کردند و بر اساس این مولفه کنش و واکنش سیاسی خود را تنظیم کرده اند . جامعه ایرانی اما همواره گرفتار زخم کهنه دیکتاتوری و خودکامگی حاکمان بوده است و بر این اساس مردم آن همواره در راه نیل به مردم سالاری و حاکمیت خود بر سرنوشت سیاسی با مانع اقتدار گرایی حکومت مواجه بوده است . در همین راستا تقابل ها و جنبش هایی ظهور و بروز یافته است که یا سرکوب شده اند و یا با اکتفا به حداقل ها از سر راه اقتدارگرایان کنار رفته اند . این مطلب بنای پرداختن به این مسئله را ندارد چرا که مجال این بحث نیست . اما آنچه که باید برای احیاء نقش مردم در جامعه به آن توجه شود بحث تحزب است . تحزب در جامعه ایرانی داروی درمان زخم اقتدارگرایی است . کشور ما که در مسیر توسعه نیز گام بر می دارد و همچنین دولتمردان آن نیز بپذیرند و به آن مجال ظهور و بروز بدهند . تحزب اصل بنیادین دموکراسی است و جمهوری اسلامی که دولت دینی آن با تکیه به آراء ملی استوار است باید برای تحکیم پایداری خود و ثبات و پایداری نظام برای نیل به توسعه همه جانبه ، تحزب را ملاک قرار دهد . حزب گرایی باعث می شود که " توسعه " رشد سالم و هماهنگ همه بخش ها انجام گیرد . اگر دولت به دنبال رشد متوازن و همگن همه بخش های سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی است باید با محور قرار دادن تحزب به عنوان یک ضرورت ملی در این مسیر گام بردارد . جامعه ایرانی ، جامعه ای دینی است و بر اساس الگوهای دینی ، اصول بنیادین تعالی و پیشرفت بشری را پذیرفته است . دموکراسی و جمهوریت را در کنار اسلامیت پذیرفته و بدون هم معنا نمی کند . آزادی و عدالت را در کنار خرد ورزی و عقلانیت دینی می داند و تحزب و تشکلات را در کنار مساجد و اماکن و تشکل های مذهبی با معنا می داند . حزب ایرانی حزبی است که بر اساس موازین قانون اساسی جمهوری اسلامی شکل می گیرد و قانون اساسی که با شرع و اصول مذهبی جامعه هماهنگ است فعالیت احزاب را بر مبنای اصول دینی معتبر و سالم می داند . در واقع باید پذیرفت که باید سلایق و دیدگاههای سالم که پایبند به قانون اساسی هستند را به رسمیت شناخت و احزاب را در مسیر توسعه تقویت کرد . تحزب یک ضرورت اجتناب ناپذیر برای توسعه ملی است و تبیین و تشریح آن بر عهده عالمان علم سیاست است .
شکل گیری نظام جمهوری اسلامی ایران نتیجه سومین تجربه جامعه ایرانی برای نیل به مردمسالاری بوده و باید برای تحکیم پایه های این نظام تلاش نمود و در مسیر توسعه همه جانبه همت گمارد . توسعه همه جانبه و رشد هماهنگ و همگن همه بخشهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی رخ نمی دهد مگر به شرط ثبات و پایداری دولت و لازمه ثبات و پایداری دولت ، تحزب است و در غیر این صورت روند توسعه و رشد متوقف خواهد شد . اقتدارگرایی نقطه مقابل مردم محوری و مردمسالاری است و اگر دولت خود را منتخب آراء ملت می داند لازم است در مسیر توسعه تحزب و تشکیلات محوری را بها دهد و با توجه به تاکید بزرگان نظام مبنی بر احترام به همه سلایق و دیدگاههای سیاسی این اصل را به عنوان یک ضرورت اجتناب ناپذیر در مسیر توسعه بپذیرد و بر اساس آن گام های بلند پیشرفت و تعالی را بردارد .





