تبليغاتX
روزان

بداخلاقی انتخاباتی یا جرم انتخاباتی؟؟

 

 

اولین بار واژه بداخلاقی انتخاباتی را از زبان سید محمد خاتمی شنیدم که در بحبوحه اعلام نتایج نهمین انتخابات ریاست جمهوری به زبان آورد. همان روزهایی که مهدی کروبی شکواییه ای خطاب به رهبری نگاشته بود و در آن از کارشکنی ها و تقلبها و سوء استفاده ها سخن به میان آورده بود. تعبیر بداخلاقی انتخاباتی را خاتمی در شرایطی به کار می برد که همه اصحاب خط امام در التهاب و نگرانی از آینده سیاسی شان بودند و مجری برگزاری انتخابات با اعتماد به نفس خاصی می گوید: در انتخابات بداخلاقی هایی رخ داد اما پیروزی ملت را به کام ملت تلخ نکنید. به ظن و گمان خاتمی تولید و پخش فیلمهای انتخاباتی علیه هاشمی و پخش شبنامه ها و نظرسنجی های واهی که نظر سازی بود علیه کروبی و تبدیل شدن وزارت کشور به ستاد انتخاباتی معین و.... همه اینها را تنها می شود بداخلاقی خطاب کرد و بعد برای آنکه پرونده اش گشوده نشود از آن تعبیر به بداخلاقی انتخاباتی نمود. آنچه در جریان انتخابات نهم رفت نه بداخلاقی ، بلکه جرم انتخاباتی بود. جرمی که مرتکبین آن از حاشیه امن برخوردار بودند و مجریان برگزاری انتخابات عاجز از هرگونه مقابله با آنها. جرائمی که در این دوره از انتخابات رخ داد را نمی توان تنها بداخلاقی نامید و راحت از زیر بار آن شانه خالی کرد و در مقابل همه پرسشها سکوت پیشه کرد و خود را مبری جلوه داد. امروز نیز این واژه لق لقه زبان برخی شده است و مدام رهنمود می دهند که در انتخابات بداخلاقی نکنید و نصیحت می کنند که از تخریب چهره ها پرهیز کنید. در حالیکه باید این رفتارها و توطئه ها را از طرق حقوقی و قضایی پیگیری کرد. چراکه این رفتارها جرم است نه صرفا یک بد اخلاقی ساده و عادی. گذشتن از کنار این جرائم باب را بر جرائم بزرگتر گشوده می سازد و آینده را باید با امواج مخربتر تخریبها پیش بینی کرد. لازم است در نظامی که به طور متوسط تجربه برگزاری انتخابات در هر سال را دارد و به اندازه عمر خود انتخابات برگزار کرده منشوری حقوقی تدوین شود و به ایجاد سد در مقابل چنین جرائمی بپردازد. دولتهای برگزار کننده انتخابات نیز ملزم به اجرای قواعد آن باشند و انتخابات را در سلامت کامل برگزار کنند. هرچند آب رفته به جوی باز نمی گردد و دولت خاتمی نیز

حاضر به پذیرش سهل انگاری هایش نیست اما آینده را می توان از آسیبهای احتمالی مصون نگاه داشت و شاهد تکرار موج تخریبها و جرائم انتخاباتی نبود. 
 

 

 

!! نوشته شده توسط مهدی | 16:44 | جمعه بیست و هشتم دی 1386 •

اخلاق سیاسی عاشورا

بيش از هزار سال است كه سروده‌اند و نوشته‌اند و وعظ‌ها و خطابه‌ها گفتند و مجالس برپاداشتند. مقصود اين نوشته مقتل‌نويسي، تبليغ و يا واگويه تاريخي نيست، بلكه توجه به موضوعي مغفول مانده در حماسه عاشورا است و آن موضوع اخلا‌ق‌سياسي در اين نهضت است.
در تحليل قيام عاشورا به ابعاد مختلفي برمي‌خوريم نظير عقلا‌نيت، عشق، حريت، عزت و كرامت انساني، آزادگي و حريت و... اما اخلا‌ق سياسي در بين تحليل‌ها و آثار به جاي مانده از محققين و نويسندگان گم است و به آن نپرداخته‌اند.
اساسا نظام سياسي اسلا‌م كه با مفاهيمي چون توحيد، عدل، مردمداري، آزادگي و كرامت انساني شناخته مي‌شود، در حاكميت جامعه اسلا‌مي سال 61 هجري اين مفاهيم رنگ باخته‌اند. در جامعه سفياني اين مولفه‌ها برقرار نبود. اخلا‌ق اسلا‌مي برآن جاري و ساري نبود و نظام اموي، نظام مطلوب انسان ديندار و آزاديخواه آن روزگار هم نبود. ‌
يزيد حاكم وقت است. فردي است كه براي حفظ حكومت خود، اصول مسلم اسلا‌مي را ناديده مي‌گيرد. واليان و حاكمان شام و كوفه و حجاز و ... همان ديني را ترويج و تبعيت مي‌كنند كه يزيد مروج آن است. چون اين امر به تقويت موقعيت و مقام‌شان مي‌انجاميد. جامعه‌اي كه زماني رهبري چون پيامبر اسلا‌م <محمدبن عبدا...(ص>) را تجربه كرده بود، در اين روزگار، حاكم به ظاهر مسلمان علنا پشت به هرچه اصول مسلم اسلا‌مي است مي‌كند و اينك حسين‌بن علي(ع) مجبور به بيعت با حاكمي مي‌شود كه فاسق و فاسد است. ‌ دكترعلي شريعتي مي‌گويد: <مگر نه تاريخ همواره شاهد بوده است كه رداي دين را از معبدها به قصرها مي‌برده‌اند.> زور و استبداد رداي تقوا به تن كرده است و اين حسين‌بن‌علي(ع) است كه مي‌تواند علم قيام عليه طاغوت را بردارد. اما قيامي كه سرشار است از اصول اخلا‌ق سياسي، اولين اصل اخلا‌قي اين قيام اين است كه امام (ع) حج را نيمه تمام مي‌گذارد و به اعتبار حمايت‌ها و نامه‌هاي مردم كوفه به سمت آن ديار رخت مي‌بندد و حركت آغاز مي‌كند. حركتش آغاز نهضتي بزرگ است كه به شهادت ختم مي‌شود. <نه> گفتن به حاكميت نامشروع يزيدي و احترام به راي و بيعت و خواست مردم در مقابل قدرت نابرابر، شجاعت فرياد كردن عدالت و رسوا كردن حاكميت فاسد، احياي آزادي و آزادگي در جامعه رخوت‌زده و ... همه اينها نمود بارزي از اخلا‌ق سياسي امام حسين(ع) است. آنچه براي امام(ع) اهميت دارد آن است كه ابتدا روشنگري كند. آن هنگامي كه خبر شهادت سفيرش مسلم‌بن‌عقيل را مي‌شنود، به جاي كتمان اين اتفاق و به جاي آنكه تعلل كند، خطاب به افرادي كه او را همراهي مي‌كردند واقعيت را مي‌گويد كه مبادا كسي اعتقاد قلبي نداشته باشد و بخواهد جبرا وارد كارزاري عظيم شود.
مساله ديگري كه نشانگر اخلا‌ق سياسي آن حضرت است خطبه‌هاي پياپي ايشان در روز نهم و دهم محرم است. گفت‌وگو و كلا‌م هنوز ممكن است اثرگذار باشد. امام حسين(ع) تا ‌آخرين لحظه دست از سخن گفتن نمي‌كشد. خود را بارها معرفي مي‌كند. ماهيت يزيد و حكومت فاسدش را افشا مي‌كند. استبداد و بي‌عدالتي دستگاه حاكمه را مطرح مي‌كند، چون معتقد است وظيفه امام در ابتدا رويارويي نيست بلكه رسالتش ابلا‌غ پيام دين به مردم است. پيام عدالت و آزادي، پيام حريت، پيام حق اعتراض و انتقاد به دستگاه حكومت، پيام النصيحه‌الا‌ئمه‌المسلمين و...
قيام امام حسين(ع) دو پيام ويژه دارد: <توحيد و عدالت.> شعار هيهات من‌الذله امام(ع) بيانگر آن است كه حاكميت فعلي نه برمدار توحيد گام برمي‌دارد و نه مجري عدالت است و قيام امام(ع) در جهت احياي مباني توحيدي و اجراي عدالت است. خضوع در مقابل چنين حكومت فاسدي خلا‌ف حريت و‌آزادگي است و عين ذلت است. امام حسين(ع) قيام كرده است تا رابطه امام و امت را به مردم بفهماند. رابطه حاكم و مردم را مشخص كند. رابطه سياسي- اجتماعي انسان‌ها را در جامعه تنظيم كند. در نظام سفياني آزادي و عدالت به گونه‌اي معكوس، تعريف مي‌شد. ‌آزادي براي تأييد حاكميت و تقويت آن و عدالت براساس فهم حاكم و هيات حاكمه، آنجا كه امام حسين(ع) مي‌فرمايد: قيام كردم براي اصلا‌ح جامعه اسلا‌مي و اقامه امر به معروف و نهي از منكر كه مقصود اصلي قيام اين مفهوم بنيادين است يعني قيام در برابر ظلم و ستم و هر حكومتي كه مجري عدالت نباشد. خروش در مقابل سران حاكم و سروران اقتصادي. بنابر منطق عاشورا و منطق اباعبدا... امر به معروف و نهي از منكر به عنوان يك اصل اخلا‌ق سياسي بايد از بالا‌ترين طبقات سياسي آغاز شود تا فساد دفع شود. ‌ حماسه‌آفريني و تزريق خون حماسي به جامعه همراه با اجراي اصول اخلا‌ق سياسي سبب ماندگاري حماسه عاشورا شد و حسين‌بن‌علي به عنوان رهبر آزاده‌اي كه با دادن خون خود جوششي در جامعه رخوت‌زده خود و آيندگان در جهت قيام عليه طاغوت ايجاد كرد، اسوه همه آزادگان جهان گرديد.

!! نوشته شده توسط مهدی | 18:38 | چهارشنبه نوزدهم دی 1386 •

RSS