تبليغاتX
روزان

یک وجب از خاک بهشت به چند؟

يک:

در کتابي خوانده بودم يا کسي برايم تعريف کرده بود که در قرون وسطي کشيشان در حال فروش بهشت به خلائق بودند و هرکه هرچقدر از خاک بهشت را مطالبه مي نمود به او مي فروختند و مردم عوام از ترس رفتن به جهنم بهشت پيش خريد مي کردند. زيرکي از ميان همان خلائق به کليسا رفت و يکجا تمام جهنم را مطالبه نمود و کشيش در ابتدا خواست او را از اين کار پشيمان کند اما آن فرد اصرار کرد و کشيش نيز جهنم را معامله  کرد. سپس آن فرد به ميان مردم رفت و فرياد زد که ديگر بهشت نخريد!! من يکجا همه جهنم را خريدم و کسي را به آن راه نخواهم داد...

دو:

نقل حال ما نيست . مجال گفتن از احوال ما هم نيست. اما دنياي ما را اوهامي گرفته است که کمتر از اوهام قرون وسطايي نيست. خواب و رويا و امدادهاي غيبي هر ازگاهي از آستين همان کشيش نمايان مردم فريب برون مي تراود و موجي را به راه مي اندازد که مردم را دچار تشويش کند. در ميان خلائق امروز ما هستند زيرکان و بيداراني که جلوي چنين اوهامي بايستند و...

سه:

به کجا می رویم؟ مقدس مآبی و  استفاده ابزاری از دین و اعتقادات مردم هم حدی دارد. چرا آرزو های تنگ و کوچک خود را در قامت و قد و قواره بزرگ مذهب در می آوریم و به خورد مردم می دهیم؟ اگر قرار باشد خواب و رویا ملاک باشد که دیگر عقل و تدبیر جمعی به چه کار ملت می آید؟

آخر:

مبوس جز لب معشوق و جام می حافظ - که دست زهد فروشان خطاست بوسیدن

 

!! نوشته شده توسط مهدی | 11:48 | دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 •

بحران بنزین در بن بست بی برنامگی

   
گزارش تصویری؛ بنزین ذخیره می‌کنم؛ پس هستم!

 بحران بنزین در بن - بست  بی برنامگی

اوضاع نامطلوبی است. به راحتی می شد تاثیر بنزین را بر سبد اقتصاد خانواده پیش بینی کرد و تدبیری دیگر اندیشید. مصرف بنزین کاهش نیافته و مردم در روزهای بحرانی کنونی سردرگم به دنبال بنزین اند. ۱۸ پمپ در تهران به آتش کشیده شده است و پمپهایی که از دستان مهاجمین دور مانده اند هم مملو از خودروهای جویای بنزین اند. بحران ناشی از سهمیه بندی بنزین در بن بست بی برنامگی گرفتار آمده و به آسانی نمی توان از آن خارج شد. در سال ۸۲ که سال روی کار آمدن مجلس هفتم بود می شد همان سیاست افزایش سالانه ۲۵ تومان را ادامه داد تا بنزین به نرخ واقعی اش نزدیک شود.  شاید اگر مجلسیان دوره هفتم در آغاز کار عاقلانه پاره ای از تسویه حسابهای  سیاسی را به کناری می نهادند و به جای آنکه

 

 قیمت بنزین را ثابت نگه دارند تا تورم را کنترل کنند که در واقع کنترل هم نشد و گرانی هم متوقف نگردید همان سیاست دولت هاشمی در رساندن نرخ بنزین به جایگاه واقعی خود را پیش می بردند امروز شاهد چنین وضعیت اسفباری نبودبم. حل این بحران همت مسئولین را می طلبد و در واقع با همراهی دولتمردان و مجلسیان باید این معضل حل شود. معضلی که گریبان مردم را گرفته است و باید از آن رهایی یافت. نارضایتی عمومی پدید آمده را باید برطرف کرد و کشور را از  سردرگمی (از برنامه ریزی در اجرای این طرح گرفته تا آسیب های وارد آمده بر اقتصاد مردم و کشور) باید رها ساخت. رهایی از وضعیت موجود رهایی از بحرانی است که سرانجام آن خسارات مهلک بر اقتصاد کشور است و امید که کشور از پیامدهای چنین بحرانب هر چه زود تر رهایی یابد.

 مطلب مرتبط

!! نوشته شده توسط مهدی | 16:4 | پنجشنبه هفتم تیر 1386 •

مگر با چنين مردمي ممکن است صداي پاي فاشيسم بيايد؟

*... من تعجب می کنم که چطور عده ای این طرف و آن طرف می گویند از این قانون اساسی بوی دیکتاتوری می آید، آن هم ديکتاتوري آخوندها! صداي پاي فاشيسم نعلين مي آيد! اين يک توهين دوجانبه است: هم توهين به روحانيت و هم توهين به ملت... چشممان را باز کنيم و آنچه را در اين جامعه رخ داد(انقلاب اسلامي) را با دقت بنگريم. انصافا مردم ما در مجموع در اين زمينه ها آگاهانه و هوشيارانه عمل کرده اند. مگر با چنين مردمي ممکن است صداي پاي فاشيسم - مي خواهد فاشيسم نعلين باشد، مي خواهد فاشيسم سرنيزه، مي خواهد فاشيسم تاج، فاشيسم عمامه و هر چيز ديگر- بيايد؟

خوب است به اين ملت معتقد شويم. من واقع بينم و صميمانه مي گويم که حالت طمأنينه و آرامشي در من هست که حس مي کنم اين مردم به ياري خدا اين بار را به منزل خواهند رساند، اين احساسي است که دارم. مگر مي شود مردمي که اين همه تلاش کردند، اين همه خون دادند، اين همه زجر کشيدند، اجازه بدهند فاشيسم و ديکتاتوري، در هر شکلي که مي خواهد باشد، به اين جامعه بازگردد؟ به نظر من اين هم يک نوع تحقير و کم شمردن وجدان سياسي و اجتماعي مترقي جامعه ما و هم توهين به روحانيت است.

* بخشی از سخنان شهید دکتر بهشتی

!! نوشته شده توسط مهدی | 13:11 | شنبه دوم تیر 1386 •

سالگرد جنایت تلخ سردشت

جنگ پدپده شومی است آن هم جنگی که به کشوری تحمیل شود و خسارات جبران ناپذیری بر جای بگذارد. این را باید از ابراهیم حاتمی کیا پرسید. کارگردان شاهکار سینمایی از کرخه تا راین. روایت کننده جنگ از نوعی دیگر. هفتم تیر ۱۳۶۶ روز تلخی برای ایران بود. بمباران شيميايي شهر مرزي سردشت توسط عراق. در این روز فجيع ترين و وحشتناکترين تهاجم رخ داده بود که سبب شهید و مجروح شدن عده بسياري از مردم غيرنظامي سردشت شد. اين تهاجم غيرانساني  شهر سردشت را می توان نخستين شهر قرباني جنگ افزارهاي شيميايي در جهان بعد از بمباران هسته اي هيروشيما ناميد. آنچه بر سردشت رفت را سخت می توان تصویر نمود. شهری مرزی با مردمی ساده و بی آلایش. این جنایت را هیچگاه نمی توان فراموش کرد و هیچگاه نمی توان از آن به سادگی گذشت. از جرم صدام و رژیم بعث عراق هم نمی توان به راحتی عبور کرد. صدّام حسين و اعوان وي به شهرهاي عراقي هم رحم نكرده و در شديدترين حمله شهر حلبچه را با خطرناك‌ترين و پيشرفته‌ترين نوع گاز خردل بمباران كرده است. كشور ايران با اعزام مصدومين شيميائي به کشورهای اروپایی علاوه بر مداواي آنان، سعي کرده جهانيان را با جنايات صورت گرفته علیه ایرانیان آشنا کُند. شهدا و صدمه‌ديدگان ايرانيِ بمبارانهای شيميائي كه نزديك به يكصد هزار نفر از آنان زنده بوده و در حالِ تحمّلِ درد و رنج هستند را نباید به فراموشی سپرد.  "صدام را که اعدام کردند اما بمبارن سردشت، حلبچه، موشك‌باران شهرهاي ايران و موارد ديگر… اين‌ها جنایتهایی است كه تنها صدام عامل آن نبود و لکه گناه این جنایت بر دامان بسیاری از کشورهای دیگر  از جمله امریکا - انگلیس و آلمان نیز دیده می شود که مستوجب عقوبتی سخت تر از آنچه بر صدام رفت می باشند.

عکسهای جنایت سردشت
!! نوشته شده توسط مهدی | 10:54 | شنبه دوم تیر 1386 •

RSS