براستی آمده ایم تا هزینه بدهیم؟
باور کردیم که ما باید تنها نقش پیاده نظام را بازی کنیم و باور کردیم که تنها ماییم که می توانیم آرمانی باشیم و گویی دیگران که صاحب لوازم قدرت اند این دغدغه را ندارند و در نتیجه باید واقع گرا باشند. ما نباید واقع گرا باشیم چون اینگونه به ما فهمانده اند. گفته شده و شنیده ایم بارها که این خصیصه ذاتی جنبش دانشجویی است و هر بار و در هر دوره شاهد فنا شدن و هرز رفتن نسلی از جنبش دانشجویی هستیم
نوشتن و گفتن دردهایی که به آن دچاریم، جز آنکه روح آدمی را آرام کند تاثیری ندارد. همیشه وقتی دردی را بازگو می کنی از این بابت که گوش شنوایی حرفهایت را می شنود کمی آرامتر می شوی اما این درد را هیچ تسکینی نیست جز داروی تلخی که برایش می توان تجویز کرد. اما دردهایی نیز هست که که داروی آن در دکان هیچ عطاری یافت نمی شود. دردی که امروز به جان جنبش دانشجویی افتاده و هیچ کس را یارای درمان آن نیست.
براستی چه باید کرد؟ و قبل از آن چه باید اندیشید؟ باید نشست و فکر کرد که اولا عوامل بروز بیماری چه بوده است؟ بیمار آیا سابقه این بیماری را داشته است؟ و دیگر اینکه چه نسخه ای پاسخگوی نیاز بیمار ماست. تصور نشود که بنده در جایگاه پزشک نشسته ام. خیر! چرا که اساسا نمی توانم چنین داعیه ای داشته باشم. آنچه سبب شد اینگونه بنگارم بازخوانی مجموعه رفتارهایی است که تا کنون جنبش دانشجویی از خود بروز داده است. .............
ادامه مطلب
پایان عصر یخبندان جنبش دانشجویی
![]() |
|
بیم آن میرود که دستاورد های جنبش دانشجویی در کسب استقلال که مدت |
زمانی که حركتهاي دانشجويي در دانشگاه بوجود آمد و جنبش دانشجويي حضور فعال و آگاه خود را در صحنه تحولات سياسي كشور نشان داد، جامعه سياسي ايران حاكميت ديكتاتوري شبه مدرن پهلوي را كه پس از شكست مشروطه بر سر كار آمده بود، تجربه مي كرد و در وضعيتي نابسامان بود. در این روزگار بود که فضاي دانشگاه آرام آرام به سمت تحركات سياسي پيش مي رفت و جامعه ايراني با پديده نويني به نام جنبش دانشجویی در عرصه سياست روبرو شد.
دانشجويان در فاصله سالهاي 1332-۱۳۲۰ و بعد از آن تا سال 1357 سال پیروزی انقلاب اسلامی واكنشهاي مختلفي نسبت به رويدادهاي كشور نشان دادند. سال تحصيلي ۵۷-۵۶ براي دانشجويان سال تحرکات ویژه بود.
ادامه مطلب



